نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
نقل قول نوشته اصلی توسط flag

مثل همین دوستمون design که به نظر میرسه در ارتباطی قرار داره که جنبه دوطرف یکسان نبوده ویکی به طرفش احساسات خاص پیدا کرده ولی طرف مقابلش همون حس معمولی رو داره.(شاید این مشکله همین نوع ارتباطات باشه)
چه جالب. اتفاقا صحبت شما بايد زير نمونه عملي مي آمد تا با مثال برايتان روشن شود.
در اينجا قرباني وابستگي disign هست، در حاليكه هميشه معادله احساسي دو بخش دارد:
الف: قرباني يا وابسته
ب)‌قرباني كننده يا وابسته ساز.

در واقع مخاطب disign همانطور كه در متن سئوال هم آمده است قبلا هم چنين مهارتهايي در وابسته ساختن دختران داشته هست.1
يعني فاعلانه در مسائل احساسي موجب انفعال احساسي شخص وابسته مي شوند.

البته گاهي اين تعاملها به صورت دو طرفه انجام مي گيرد. ولي اكثر مواقع يك طرف وابسته كننده و يك طرف وابسته شونده هست.

============
خلاصه:
شدت نيازهاي عاطفي و جنسي و عدم آگاهي،‌عدم مهارت و عدم قدرت خودكنترلي درجوانان جامعه ما موجب مي شود كه ما از اشاعه ذهني نظراتمان در مورد ارتباط دختر و پسر دست بكشيم.
حالا اگر يك مورد چنين مهارتها،‌آگاهي ها و خودكنترلي هايي را داشت كه به راحتي بتواند رابطه را كنترل كند و وابسته نشود و وابسته نكند و مسائل احساسي مبتني بر بعد جنسيتي را وارد رابطه نكند مورد استثناء هست .





================================================== ===========
پاورقي: 1
نقل قول نوشته اصلی توسط design
-ضمن اینکه داشتن دوست دختر بارابطه خاص(قصد ازدواجی-بارعایت حدود)رو انکار نمیکنه.دختربازم نیست ومیگه شاید قبلا بوده ولی ترک کرده (یه چیزتومایه های توبه!)



با سلام و خسته نباشید خدمت مدیر محترم :

1 سوال داشتم در رابطه با مطلب که عرض کردید ؛ وقتی کسی 6 سال از مهمترین سالهای زندگیش را در خارج زندگی کرده و تقریبا فرهنگ اونجا را گرفته و از نظرش اینجور روابط کاملا عادیه و علاقه ای هم که ایجاد میشه باز عادیه و در هر رابطه ای علاقه هست و نباید وابستگی درش ایجاد بشه چون ناپختگیه......از نظره شما ارتباط با چنین شخصی نتیجه بخش هست ؟؟ اصلا میشه براش توضیح داد این فرهنگ در ایران اصلا قابل قبول نیست ؟؟؟اگر میشه چطوری ؟؟

با تشکر