RE: باز کردن گره ...
روح باران عزیز خیلی خوبه که دائم اطلاعاتت را به روز می کنی اما اینکه اعتماد به نفس داشته باشی و به قول خودت خودت را کم نبینی خیلی بهتره من هم قبلاً عین شما بودم وقتی برای مصاحبه می رفتم اولاً خیلی ترس داشتم که نکنه اون چیزی را که میپرسند در موردش اطلاعات نداشته باشم و ضایع بشم و خیلی از جواب منفی شنیدن ترس داشتم و وقتی چند بار با دوستانم که خیلی اطلاعاتشون از من پایین تر بود برای مصاحبه رفتم و می دیدم که چقدر با اعتماد به نفس صحبت می کنند راستش خیلی اعتماد به نفسم بالا رفت دیدم من که خیلی سر تر هستم ...
و آخرین شرکتی که تنها یی رفتم خیلی راحت بودم اولاً اصلاً برام مهم نبود که بپذیرنم در نتیجه خیلی راحت باهاشون صحبت می کردم و با اعتماد به نفس بالا گفتم که سابقه کار ندارم و در این زمینه ها....اطلاعات دارم هر چند که می دونم هر چقدر هم کلاس رفته باشیم باز محیط کار فرق می کنه و ... و گفتم اگه با برنامه ای هم تابه حال کار نکرده باشم خیلی زود یاد می گیرم ... راستش مدیر عامل خیلی خوشش اومده بود و حرف هام را تایید می کرد و ...
همین قدر بگم که نقطه ضعف نشون نده قرار نیست با یه مدرک همه چی را بدونیم .
دوست خوبم خیلی حرف های دیگه در مورد روابطت با برادرت دارم که باشه برای بعد
موفق باشی عزیزم
... به سراغ من اگر می آیید،
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
علاقه مندی ها (Bookmarks)