به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Threaded View

  1. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 مرداد 90 [ 05:03]
    تاریخ عضویت
    1389-7-16
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    1,880
    سطح
    25
    Points: 1,880, Level: 25
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکل جدی تر از قبل (به راهنمایی احتیاج دارم)

    فرشته مهریان عزیز :

    ازتون بابت نظر و راهنمایی تشکر می کنم و کاملا اونا رو تایید می کنم , اما دوست گرامی در تاپیک قبل من توضیح دادم که از ابتدا من خونواده رو در جریان قرار دادم و ایشون بنا شد همین کار رو انجام بده که پدرشان شدیدا مخالفت کردن و ..... , تا الان خانواده من حتی پدرم از تک تک اتفاقات خبر دارن , اما متاسفانه بهانه گیری و سنگ اندازی پدر ایشون نه تنها باعث شده پروسه از خط اصلی خارج بشه بلکه این فراز و فرود ها موجب اختلافات ماست .....


    دوست گرامی سارا بانو :

    حتما در پست بعدی به تک تک سوالات جواب میدم . ممنون از حسن توجه شما


    باتشکر از سوالاتی که دوست گرامی و دلسوز بنده سارا بانو بیان کردن , در این پست به اونا جواب میدم بلکه با مساعدت شما و دیگر دوستان قدری از فشارهای بنده کاسته شود :

    1:شما تنها از طریق تلفن متوجه شدید که ایشان وضع مالی خوبی دارند و اصالت و ..یا تحقیق کردید؟

    - باید عرض کنم تقریبا بله از طریق تلفن و ملاقات و البته با سوالاتی که من پرسیده و ایشون جواب دادن , اما هنوز موقعیت تحقیق به وجود نیامده .....

    2:چطور شما بعد این همه مدت دوستی آدرس منزل ایشان را نمی دانید و ایشان دقیقا با چه دلیلی از دادن ادرس سر باز می زنند؟

    - در ابتدا اصلا دلیلش رو بیان نمی کرد اما بعد از کلی دعوا و اصرار گفت میترسم پدرم اونورا ببینت و همه چی بد بشه برای آیندمون !!

    3: چطور شما تا قبل از دانست موقعیت مالی و اصالت و فرهنگی قصد ازدواج با ایشان نداشتید و وقتی این ها را آن هم تنها از زبان خانم شنیدید خواهان ازدواج شدید؟

    - راستش بعد از فوت مادرش و همینطور به دلیل اینکه زیاد از خونوادش بهم نگفته بود با خودم فکر کردم که مناسب ازدواج نیست (البته شخصا اون رو تایید می کردم و واقعا از نظر ظاهری و باطنی و اخلاقی و خلق و خوی در سطح خوبه) اما چون خودم از خونواده کاملا اصیل هستیم و چون خانواده برام خیلی مهم بود و امکان داشت خونواده خودم هم مخالفت کنن بهش فکر نمی کردم . اما بعد از توضیح وی فهمیدم تقریبا همون موردیه که میشه روش تامل کرد .

    4:چقدر اطمینان دارید که ایشان راست می گوید؟

    - 100% اطمینان ندارم اما خوب میدونم آدم صادقیه و کم دروغ میگه .....و خودمم تا بهم اثبات نشه باور نمی کنم.

    5:از کجا می دانید که ایشان را دوست داردی و این وابستگی صرف نیست؟

    - پاسخ به این سوال کمی سخته ! همینطور که گفتم اکثر مولفه هایی که من مدنظر دارم رو داره و فکر میکنم ارزش اینکه دوسش داشته باشم رو داره . اما حس الانم رو دقیق نمیدونم...فقط همین رو بگم که کلا زندگیم به خاطر این جریانات خیلی مختل شده...

    6:ایا گمان نمی کنید کمی چشم هاتون رو رو واقعیت بستید و دارید احساسی عمل می کنید؟

    - اینکه کمی احساسی عمل کردم و می کنم رو قبول دارم اما جوری هم نبوده که چشم هام رو روی واقعیت ببندم و همین الان هم به این نتیجه رسیدم که اگه واقعا مشخص شد مناسب هم نیستیم و با هم فاصله زیادی داریم تمومش می کنم ....

    7:آیا از نزدیک هیچ کدام از اعضا خانواده وی را چه شما چه خانواده دیده اید حتی غیر رسمی؟

    - خیر هنوز نه من نه خووادم با هیچکدوم از اعضای خونوادش صحبت و دیدار نداشتیم اما وی با پدر و مادر و برادر کوچکم ارتباط تلفنی داشته و با مادربزرگم ملاقات کرده و مادربزرگ بنده هم از ایشون خوشش اومده و از روی تجربه تاییدش میکنه!

    8:از کجا مطمئنیئ ( با توجه به آدرس ندادن خانم !!) که اصلا پدر ایشان در جریان است و این حرف تنها ساخته ذهن خانم برای طول دادن ماجرا نیست؟

    - این رو کاملا مطمئنم چون وقتی با پدرش سر موضوع ازدواج بحث می کرد با من صحبت میکرد و به شدت گریه کرده و می گفت که پدر مخالفت می کنه حتی با پدرش مشاجره بسیار بسیار سنگینی داشته .......الانم به خاطر فشار ها و اصرارهای من و مخالفت های پدر واقعا از نظر روحی و روانی دچار مشکل شده و به روانپزشک مراجعه کرده .

    واقعا موضوع پیچیده شده از یک طرف به خاطر من و رسییدن به هم اینجوری می جنگه از طرفی آنقدر بیتفاوت میشه که شک می کنم اصلا من رو حساب می کنه یا نه !!!!!!

    [/quote]











  2. کاربر روبرو از پست مفید aminor تشکرکرده است .

    aminor (پنجشنبه 29 مهر 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. واقا به کمک و راهنمایی احتیاج دارم دیگه ذهن خودم نمیکشه
    توسط homan74 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: شنبه 12 خرداد 97, 12:53
  2. راهنمایی جهت کنترل خشم احتیاج دارم
    توسط Amir A در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 48
    آخرين نوشته: دوشنبه 28 اسفند 96, 15:15
  3. تقاضای راهنمایی در مورد نتیجه مطالعه یک کتاب
    توسط sina2004 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 25 آذر 90, 11:36
  4. احتیاج به راهنمایی وهمفکری دارم .لطفاااااااااااا
    توسط پانیز در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: چهارشنبه 31 شهریور 89, 08:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.