نقل قول نوشته اصلی توسط reihaneh


من به شدت احساس می کنم این که آدم از یه زمانی به بعد، تمام زندگیش با یک نفر دیگه باشه، این که قرار باشه در تمامی زندگیش بعد از ازدواج، خودش رو فراموش کنه، به نظرم خیلی وحشتناکه.
من فکر می کنم چند درصد آزادی واقعا لازمه برای زندگی مشترک تا آدم بتونه به خودش برسه. در لحظاتی کمی دور باشه از مسیولیت های زندگی مشترک و خود مشترک.
نمی دونم می تونید نگرانی من رو درک کنید یا نه.
این که هر روزززززز باید مسیولیت زندگی مشترک رو تا آخر عمر داشته باشی. این که شاید لحظه ای پیدا نشه به خودت فکر کنی. به آرامشت. به این که چی می خوای؟ چی نمی خوای؟
ترسم از اینه که با قبول این مسیولیت، وارد جاده ای بشی، که هیچ توقفی توش نیست.
دغدغه ات قابل درکه .

هیچ کس به شما نمیگه باید هیچ جایی برای توجه به خودت نگذاری ، تازه فراتر از حد نظر شما ، همسران حیاط خلوتی برای خود دارند ( که البته در تقابل با دیگری و زندگیشون نیست اما خلوت خاصشونه ) که لازمه از طرف دیگری رعایت بشه ، این که می بینی در این تالار گاهی بعضی از دوستان سرک می کشند به حریم خصوصی همسرشون و از اینجاست که مشکلاتی پیش میاد ، توصیه اکید بهشون شده که از این روش ( تجسس ) دست بردارند برای حفظ حریمهای طبیعیه . و البته این به معنای مجاز بودن هر کدام به این که در حیاط خلوت خود چیزی که به زندگی مشترکشون لطمه میزنه را بپرورانند نیست .

لذا همه ما شما را از این بابت درک می کنیم و می گوییم این دیگر به مدیریت زوجین بر می گردد ، بنده به زوجین جوان ( دوست و آشناها ) حتی توصیه می کنم حتماً در ماه یک یا دو باز برای خود و همسرتون خلوت کامل فراهم سازید و حتی از محیط خونه هم بیرون برید مثلاً هتل .... و فقط با هم و برای هم باشید . بنا براین شما می توانید با کسی که ازدواج می کنید شرط کنید که گاهی می خواهید برای خود خلوت داشته باشید و یا حتی مسئولیتهای زندگی در بعد خانه داری را هم بخواهید که گاه همسر به عهده بگیرد .

فکر کنم مسئولیت زندگی را برای خودت خیلی سخت و پیچیده می کنی . باور کن اگر به عمق توجه بشه و بین زن و شوهر عشق جاری باشه ، هیچ سختی و دست و پا گیری ای در مورد این مسئولیتها احساس نخواهد شد بلکه با لذت هم همراه خواهد بود .


نقل قول نوشته اصلی توسط reihaneh
.
آدم اول عاشق می شه. تو دوران نامزدی، با "عشق" صبح بخیر می گه، شب بخیر می گه.
وقتی طرف می ره مسافرت با "عشق" بهش زنگ می زنه، احوال پرسی می کنه.

اما وقتی ازدواج اتفاق می افته، این "مسیولیت" یه کم کار رو خراب می کنه.
وقتی می ره مسافرت، اولین دلیلت از زنگ زدن اینه که، تو الان همسر اونی و احساس وظیفه می کنی که حالش خبر دار باشی.
بیشتر از این که به خاطر خودت، به خاطر عشق خودت بهش زنگ بزنی، به این خاطر بهش زنگ می زنی که به عنوان یک همسر، ازت انتظار داره. به این خاطر بهش زنگ می زنی که اگر اتفاقی براش افتاده باشه، اولین کسی که مسیولیتی در قبال اون داره، تویی.

این احساس مسیولیت به شدت جای عشق رو می گیره. در عین حال که حاضر نیستی یه خوار توی پاش بره، اما دیگه اون عشق رو هم نداری. حتی وسط های زندگی دیگه کم میاری.


و من فکر می کنم اگر این 20% آزادی برای هر کسی باشه، اگر توی این 20% بدون همسر زندگی کنیم، اون وقت تو اون 80% اون عشق برمی گرده سر جاش.
دقیقا مثل حالتی که کسی برای مدتی میره مسافرت و هیچچچچچ خبری دیگه ازش ندارید. وقتی برمی گرده، قدرش رو خیلییییییی بیشتر می دونیم. دیگه از اذیت کردن هاش اون قدرها ناراحت نمی شیم. نازش رو خیلی راحت تر می خریم و ....

توی این 20%، نه تنها از فشار مسیولیت ها برای لحظه ای آزاد شدی(وقتی با همسرت میری بیرون، تمام حواست به اونه. نه به خاطر فقط عشق ها، به خاطر مسیولیت)، بلکه دوری یه همسرت رو هم می چشی.
***************
این 20% هم که من می گم، یه عدده، شما فرض کن x% که حالت کلی باشه.

اینجا دیگه بحث مهارتها هست ، این مهارتهای زندگی است که مانع این میشه که این وضع به وجو بیاد .

ریحانه عزیز

از خانمهای متأهل هم تالاری بپرس ببین آیا تا این حد که شما فکر می کنی زنان در خلوتها از جمله مسافرت در گیر مسئولیت همسرشونن ، من که بر عکس تصور می کنم ، این که زنها بیشتر ساپورت می شوند در این موقعیتها .
و شاید برای همینه که خانمها خیلی مایلند با همسراشون حتی بدون بچه ها ( اگر بشه ) مسافرت برن ،چون لابد کمتر درگیر مشغله های روزمره زندگی هستند . آری دوستان متأهل ؟ اینه ؟

ریحانه جان ،

خیلی سخت می گیری ها !، خانمی انقدر زندگی رو پیچیده نکن وگر نه می پیچوندت ها! ، از ما گفتن ،خود دانی از شوخی گذشته ، این که مسئولیت زندگی مشترک داشتن رو سخت می بینی . شاید در اطرافت زنهایی دیدی که می نالند از این وضعیت ؟ یا شاید هم در خانواده تا حالا خیلی راحت بودی و می ترسی از پذیرش مسئولیت زندگی و از دست دادن این راحتی ؟ آره ؟