"اگر از اینکه هراسان هستید،بخود خشم میگیرید،خود را کودکی سه ساله بدانید.اگر کودکی3 ساله در برابر شما بود که میترسید،با او چه میکردید؟آیا از دستش عصبانی میشدید،یا در آغوشش میگرفتید و آنقدر تسلایش میدادید تا احساس ایمنی و آسایش کند؟
آنچه به گذشته مربوط است،گذشته و تمام شده است.سرزنش خود،تنها شما را وحشتزده میکند.
با خود مهربان باشید.دوست داشتن و تائید خود را آغاز کنید."
"آگاهی،نخستین گام برای شفا یا دگرگونی است."

*برگرفته از کتاب شفای زندگی*

همزبان عزیز

شما مرحله آگاهی رو با موفقیت گذروندین.الان در برابر نیازتون در حال مقاومت هستین.سعی کنید این مقاومت رو از بین ببرین.
اصلا و ابدا از خودتون انتقاد نکنین.خودتونو سرزنش نکنید.
شما لایق بهترینها هستین.چرا اینقدر در مورد خودتون بی انصافی میکنین؟
ما همه وجدان آگاه شما رو تحسین میکنیم .
چنان اظهار یاس و ناامیدی میکنی که کسی ندونه فکر میکنه حالا 40-50 سالته و تقریبا" محاله باز خواستگار داشته باشی.بابا تو الان تو اوج جوونی هستی.
چرا خدا رو مقصر میدونی؟همه ما همینطوریم.
به خودت بیا.به نیروهاییکه درونته دقیق شو.همین الانم وقت عالیه برای اراده و قطع رابطه.هر چی بیشتر آه و ناله کنی و فرصت رو از دست بدی سخت تر میشه.
با خدای خودت عهد ببند.به خودت قول بده از همین حالا باهاش تموم کن.هیچ روزنه امیدی براش نذار.فکر نکن حالات روحی که حاصل از این دگرگونیه پایدار خواهد بود.نه
بزودی روحیات مثبتی رو تجربه خواهی کرد.
دختر امیدوار باش.اینجا میتونی خودتو تخلیه کنی و دوستان کمکت کنن تا راحت تر دل بکنی.اراده کن.قوی باش.
تو میتونی.
خدا رو شکر هنوز آسیب جبران ناپذیری به زندگی هیچکدومتون وارد نشده.
منتظرم با خبرای خوش بیای.