اول گله بكنم: مگه قرار نبود كه روي مشكل دوم زوم كنيم و حرفي از مشكل سوم نزني.نوشته اصلی توسط مینا چ
شما بدون هماهنگي مشكل دوم و سوم را با هم مطرح كردي و اين باعث شده تا اون جبهه بگيره. با خودش گفته نبايد قبول كنم كه دو تا مشكل دارم و همسرم يكي. نبايد كم بيارم. خب وقتي خارج از برنامه حركت مي كني همين ميشه.
با زبان بي زباني بهش گفتي تو دو برابر من مشكل داري و اون مقاومت كرده. طبيعيه.
يه بار ديگه ميگم، فعلا مشكل سوم را بي خيال شو. اگه كم حرفي ميكنه، فعلا تحمل كن تا بعد روش كار كنيم. لطفا ديگه خارج از برنامه حركت نكن.
اما مشكل دوم:
مشكل دوم خودش دو بخشه؛ بخش اول جايي است كه چطور شوهرت متوجه بشه كه داره اشتباه برخورد ميكنه. بخش دوم جايي است كه چطور رفتارش را ترك كنه.
اما بخش اول مشكل دوم:
چطور بايد متوجه بشه كه رفتارش بده؟ اصلا دليل اين كه اين طوريه چيه؟ هميشه اين جوريه يا فقط جلوي خانواده ي خودش يا توي همه ي جمع ها اين جوريه؟ توي خونه هم كه تنهايين اين رفتار را داره؟ بقيه برادرهش هم با خانوم هاشون اين جوري رفتار ميكنن؟ باباش با مامانش اين طوريه؟ فكر ميكني بيشتر دليلش چي باشه؟ اثبات مردسالاري؟ اثبات قدرت؟ چيزي به ذهن خودتون نميرسه؟ راستي تحصيلات خودت و شوهرت، كار هر دوتون، سطح خانواده هاتون و ... را هم بنويس. مي خوام ببينيم كه نكنه شوهرت از شما پايين تره و سعي مي كنه خودش را بالا نشون بده و چون راهي نداره، مي خواد شما را پايين بكشه.
راستي در تمام اين مراحل، شما بايد در مورد مشكل اول هم حواست باشه كه خوب برخورد كني؟ نبايد از روي لجبازي دوباره مشكل اول بوجود بياد و ما برگرديم سر خونه ي اولمون، يعني يك ماه پيش. حواست باشه.![]()







اما درباره مورد دوم که بیشتر از همه منو زجر میده، کاملا مخالفه و میگه من خیییییییلی با تو خوبم
شما بدون هماهنگي مشكل دوم و سوم را با هم مطرح كردي و اين باعث شده تا اون جبهه بگيره. با خودش گفته نبايد قبول كنم كه دو تا مشكل دارم و همسرم يكي. نبايد كم بيارم. خب وقتي خارج از برنامه حركت مي كني همين ميشه. 


پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)