اخه چرا گریه میکنی سابینا جان ...
میدونم خیلی سخته ولی تورو خدا گریه نکن ....اخه گریه کردن دردیو دوا نمیکنه ...اون که اصلا تو باغ نیست ..تازه هم بفهمه اینطوری که من برداشت کردم اخرش میگه خب یه زن همیشه گریه میکنه چیزی نیست ....
پس خواهشن گریه نکن...غمگین نباش ..اگه اینطوری بخوای ادامه بدی در کارات تاثیر میزاره وسردی برات میاره ...
تو خوب داری جلو میری .... فقط من خیلی ناراحتتم ..تو که از اول خوشی ندیدی ولی باز داری ادامه میدی ...
خواییش خیلی اعتماد به نفس داری ..به شخصه که نمیتونم ...امیدوارم که سریعتر جواب بگیری ...
فردا هم دیدیش بهش بگو که چرا نیومدی پیشم هم من تو رو از ناراحتی در بیارم و هم این شبو در کنار هم بگذرونیم ...
اگه رفتی پیش مشاور بهش بگو دوران نامزدی که همه میگن بهترین دورانه ...من دارم اینطوری سر میکنم ..با این همه فداکاری ولی باز اینطوریه ...اخرش به کجا میرسه ...
زیاد افکارتو درگیر این مساله نکن با اینکه واقا سخته ...
اینجا هم کسی به خاطر حرفات از دستت ناراحت نیست ...فقط کمی این مدت سرشون شلوق بوده ...
به هدفات فکر کن و...








علاقه مندی ها (Bookmarks)