من اگه همه ی این راهی را که تو تا الان رفتی، رفته بودم، یه مدت به خودم استراحت می دادم. البته راه زیادی نرفتی. بیشتر دور خودت می چرخی. ولی خب همین هم خسته کننده است.
یک هفته اصلا هیچ سراغی ازش نگیر. هیچ مدلی. به کارای شخصیت برس و یه کم هم روحیه ی خودت را تقویت کن. تفریح، استراحت و ...هیچ کاری به کارش نداشته باش. نه یلدایی، نه جشنی، نه ختمی ... هیچ چیز باعث نشه که ارتباط بگیری. کاملا قطع.
یه هفته که اتفاقی نمی افته. یه فرصته واسه اون و خودت که شاید یه کم به خودش بیاد. اگر هم زنگ زد از هر سه تا زنگش دوتا رو جواب نده. یکی را هم که جواب دادی خیلی کوتاه و سرد.
الان همه می گن ما برای وصل کردن آمدیم ...
ولی من هم دیگه خسته شدم. چه برسه به سابینا. بذارین یه کم استراحت کنه. هفته بعد با انرژی دوباره از سر می گیره. برو مسافرت. خواهری برادری کسی را در شهر دیگه ای نداری؟ یک هفته اصلا از اون شهر و فضاش دور شو.
بعد هم حتما برو مشاوره. شاید مشکل بیماری محمد حادتر از این حرفهاست. آدم این قدر بی ذوق و بی مسولیت که جواب تلفن همسرش را نده؟؟ اگه فردا زیر بار مشکلات زندگی بدتر شد چی؟؟
یه روز می گی با محمد هماهنگ کردم، یه روز میگی محمد مخالفه، یه روز میگی می خوام فعلا به درسم و مقاله ام برسم بعدا می رم مشاوره، یه روز می گی زنگ زدم با یکی صحبت کردم خوب نبود .... فکر می کنم خودت هم در این زمنیه خیلی تعلل می کنی. علتش را نمی دونم. اما داری خودت را اذیت می کنی.
1- به خودت استراحت و فرصت بده.
2- برو مشاوره.









علاقه مندی ها (Bookmarks)