به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 مهر 91 [ 06:01]
    تاریخ عضویت
    1389-6-11
    نوشته ها
    189
    امتیاز
    3,988
    سطح
    40
    Points: 3,988, Level: 40
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 162
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    562

    تشکرشده 569 در 128 پست

    Rep Power
    0
    Array

    سلامتی این موهبت الهی

    چقدر سخته ببینی یکی از کسایی که دوستش داری منتظر مرگشه
    چقدر سخته با همون حال خرابش همیشه با مهربونیش و معصومیتش باهات برخورد کنه
    چقدر سخته که همه یواشکی در مورد مرگش صحبت کنن
    چقدر سخته که بفهمه داره میره اما به روی خودش نیاره
    چقدر سخته بس که کمبود محبت داشته از این راه دل اطرافیانشو به رحم بیاره
    چقدر سخته با خنده از مریضیش بگه
    چقدر سخته برخلاف بی محبتی اطرافیان تموم محبتشو نثار همه بکنه
    چقدر سخته ببینی به خاطر اشتباهات خونوادش ازت معذرت خواهی کنه
    چقدر سخته فکر کردن به لحظه ای که با همسرم برای دعوت عروسیمون رفتیم و پدر مادرش با بی اعتنایی گفتن اشتباه کردین کارت اوردین اما خودش اومد با حال مریضش
    چقدر سخته فکر کردن به لحظه ای که اومد عروسیمو گفت دختر عمو عروسیت مبارک
    چقدر سخته یاداوری شادیش تو عروسیم
    چقدر سخته یاداوری تموم خاطره های بدی که از بقیه داشتم و اون سعی میکرد همیشه هشیارم کنه نگاههای هرزه ی فامیل و بهم گوش زد میکرد
    چقدر سخته بدونی پسر عموت داره شیمی درمانی میشه
    چقدر سخته تا در خونه شون بری اما پاهات اجازه ی رفتن نده
    چقدر سخته نتونی ببینیش نتونی بهش روحیه بدی نتونی روحیه خودتو حفظ کنی
    چقدر سخته یاداوری زمانی که در خونه شون میرفتی با هزارتا ارزو و عمو بی تفاوت و غیر مستقیم میگه نباید میومدی و پسرش بر خلاف حرفهاش دل مهربونی داشت و بهت خوشامد میگفت
    چقدر سخته کاری از دستت بر نیاد
    خدایا خدا جونم به جوونیش رحم کن اخه مگه اون چند سالشه که باید اینقدر رنج بکشه و به روی خودش نیاره خدا جونم مگه عموم چقدر توانایی داره که 17سال بچه بزرگ کنه و بعد شاهد ذره ذره اب شدن بچه اش باشه اخه مگه مادربزرگم چقدر صبور که مرگ 3تا از بچه هاشو ببینه و الانم اب شدن نوه شو خدا جونم زن عموم یه مادر میتونه ببینه بچه های هم سن وسال بچه ش با انگیزه و با شادی زندگی میکنن اما بچه اون فقط....اخه خدا جونم تو. بگو تحمل داره خدایا قربون حکمتت برم قربون امتحانهای سختی که میگیری برم اما به پسر عموم رحم کن خدا جونم به عموم رحم کن
    اخ که چقدر دلم گرفته کاش مامانم الان ازش حرف نمیزد نمیتونم برم ببینمش فقط از دور براش دعا میکنم.دستم میلزه مثل دلم نمیدونم چرا یکدفعه ر وحیم عوض شد اما خدا شکر باز این فضای همدردی میتونه کمی ارومم کنه با نوشتن

  2. کاربر روبرو از پست مفید shomila تشکرکرده است .

    shomila (دوشنبه 20 دی 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وقتی ناراحتم به سختی می تونم حرف بزنم(دوستان قدیمی لطفا باهام صحبت کنید)
    توسط ستاره آشنا در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 مهر 97, 23:46
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 09 بهمن 96, 14:47
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  4. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 آبان 93, 00:32
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 30 فروردین 92, 11:55

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.