آقای m25tehگرامی
ببخشید اگه صحبتهای بنده خیلی منظور بنده را واضح بیان نکردند. من به هیچ وجه! دقت کنید به هیچ وجه قصدم این نبود که بگویم قبلا خانوم را مقصر میدانستم و حالا شما را. از اینکه گفتم از نظرات پارسال ام متاسفم علتش این بود که 1. اولا حتی مشاوران هم خیلی با قطعیت نمیتوانند نظر بدهند مگر اینکه حرفهای صادقانه هر دو طرف را بشنوند و نه فقط یکطرف 2. ثانیا امثال بی دل آنهم بر اساس صحبتهای خلاصه پارسال شما چرا باید برای یک زندگی حکم صادر کنند.
به هر حال بارها در این تالار عنوان شده که اعضایی که برای دریافت مشاوره و همدردی میآیند خیلی مواقع در لحظات بحران و سر دو راهی انتخاب به اینجا می آیند و در شرایط بد روحی هستند که هر صحبت و راهکاری که ما میدهیم چه درست چه غلط میتواند سرنوشت یک زندگی را تغییر بدهد.
از همین رو واقعا دلم نمیخواهد با نظرات اشتباهم زندگی برادر عزیزی همچون شما را مشکل دار تر کنم. برای همین و از آنجا که احترام خاصی برای شما و زندگیتان قائل هستم و از صمیم قلب مشکلتان را میفهمم و میفهمم که هر بار جزییات را مینویسید چقدر خودتان هم ناراحت میشوید، میخواهم که ترتیبی اتخاذ کنید تا با خانمتان پیش یک مشاور حاذق بروید (همان که گل مریم عزیز هم اشاره کردند) تا بر اساس حرفهای هر دوی شما اشکالات را به شما و خانمتان گوشزد کنند. خوب از اونجا به بعد میشه دیگه تصمیم گرفت ماندن یا جدایی را.
از قدیم گفتن آدم یکطرفه پیش قاضی بره راضی هم بر میگرده. اینکه من و دیگران بگوییم کل خانواده خانوم شما مقصر اصلی این ماجرا هستند و شما را بیشتر ترغیب به طلاق کنیم دودش توی چشم کی میره؟
من فقط نخواستم که باعث از هم پاشیدن یک زندگی بشم اگر آن زندگی یک درصد احتمال جوش خوردن و خوشبخت کردن شما رو داشته باشه.
براتون آرزوی توفیق دارم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)