سلام خانمی
آروم باش عزیزم ، دنیا که به آخر نرسیده ..
می دونم سخته الان بخوای از فکر شوهرت که اینقدر دوستش داشتی دست بکشی .. خیلی وحشتناکه وقتی فکر می کنی که همه ی تقصیرها متوجه توئه .. ناراحت کننده ست وقتی به تنهاییِ بعد از این فکر می کنی .. رنج آوره وقتی به گذشته برمی گردی و همه چیز رو زیر و رو می کنی .. تو حق داری .. از هیچ کدوم از اینها هم در حال حاضر نمی شه فرار کرد .. چون اصلا در حال حاضر نمی تونی اینکارو بکنی .. آره .. گیج گیجی .. واقعا چیکار کنی بهتره؟ .. کی می تونه کمک کنه ؟ .. ؟ ... ؟ .. می دونی .. این لحظه ها رو اغلب کسانی که شرایطی مشابه تو داشتند سپری کردند .. یه معنیش اینه که چاره ای نیست و تو باید با زمان کنار بیای ..
هر بحرانی شکل و شمایل و بایدها و نبایدهای خودش رو داره .. این غصه ها خوردنها ، این حسرت کشیدن ها ، این پشیمونیها همش طبیعیه و از تبعات به هم خوردن یک رابطه .. شوخی که نیست عزیز دلم .. تو 5 سال با این آقا زندگی کردی .. معلومه که نمی شه و نباید به سادگی از این موضوع گذشت .. تو هم نباید بگذری .. هیچ آدم عاقلی از زندگیش به راحتی عبور نمی کنه ...
اما یادت باشه وضعیتی که الان هم تو و هم همسرت بهش گرفتار شدین نتیجه ی اشتباهات هر دوتونه نه یک نفر به طور مطلق .. نتیجه ی 5 سال زندگی مشترکه .. و اشتباهات مشترک .. هر کنشی واکنش خودش رو داره .. که البته هر دو قابل مدیریت و کنترله .. بنابراین اگر یکی از طرفین به اشتباه مرتکب کنش نامناسبی میشه طرف مقابل می تونه واکنش خودش رو مدیریت کنه برای پرهیز از نتیجه ی منفی و به عکس .. پس اینقدر خودتو سرزنش نکن عزیز دل من ..
باید دید واقعا در این شرایط کی برنده هست؟ کیه که می تونه بهترین نتیجه رو بگیره ؟ و اصلا بهترین نتیجه چیه ؟
خب من دیدم آدمهایی که شرایطی شبیه تو داشتند و شاید بدتر و اسفناک تر ... توی همین سایت نمونه های مشابه تا دلت بخواد وجود داره .. زندگی چکامه رو یه نگاهی بنداز .. تاپیک های بالهای صداقت رو ورق بزن .. زندگی شاد رو بررسی کن و .. خب .. اگه با دقت همشون رو بخونی اشتراکات زیادی پیدا می کنی ..
1- علیرغم پیچیدگی و وخامت روابطشون با همسرانشون ،خودشون نتیجه ی دلخواهشون رو انتخاب کردند.
2- برای رسیدن به هدفشون عزم جدی داشتند.
3- پای همه ی تبعات تصمیمشون ایستادند.
4- از افراد ذیصلاح مشورت گرفتند و به مشاوره ها عمل کردند.
5- به زمان و به خودشون اعتماد کردند.
تو در هر صورت 2 راه بیشتر پیش رو نداری : طلاق یا ادامه ی زندگی
که هر کدوم شرایط خودش ، تبعات خودش ،سختیهای خودش ، صبوری خودش و الزامات خودش رو داره .. ببین عزیز دل من هیچکس مثل تو از زندگیت خبر نداره .. هیچکس مثل تو شوهرت رو به خوبی نمی شناسه .. و هیچکس مثل خودت از ریزو درشت روابط و اتفاقاتی که توی زندگی شما افتاده مطلع نیست .. بنابراین ابن تویی که باید دست به انتخاب بزنی .. برای انتخاب یکی از دو راه باید به 5 آیتم بالا فکر کنی و تصمیم بگیری و پای تصمیمت بایستی .. این تو هستی که باید به این تصمیم برسی که طلاق براتون بهتره یا ادامه زندگی .. هیچکدوم از ما نمی تونیم جای تو تصمیم بگیریم ..
اما تو باید اینکارو بکنی ... و برای اینکار اول از همه باید خودتو جمع و جور کنی .. باید با خودت یکدل بشی .. و یادت نره که باید به خودت احترام بزاری .. برای خودت حرمت قائل شی .. که اگه اینکارو نکنی در هر صورت خودتو باختی ..
دوست خوب و دوست داشتنی من ،
محکم باش و همونطوری که بقیه دوستان گفتن برای اینکه بتونی افکارتو جمع و جور کنی و تصمیم درست رو بگیری هر چه سریعتر به مشاور مراجعه کن .. اطلاعات حقوقیت رو افزایش بده و سعی کن صبورتر باشی .. بیا اینجا و از دغدغه هات حرف بزن .. از نگرانیهات .. و ناراحت و دلگیر نشو از دوستانی که دوستت دارن و چون نگرانت هستن بهت پرخاش می کنن .. اما سعی کن عاقلانه حرفای همه ی دوستان رو بشنوی و بهشون فکر کنی و بهترین راه رو انتخاب کنی ، نه دربست بپذیر و نه بی توجه بگذر .. یادت باشه قرار نیست رابطه ای که در مدت 5 سال و ذره ذره خراب شده حالا با 2-3 هفته ، 2-3 ماه و یا بیشتر درست بشه .. صبر ،عزیز من ، صبر ، تامل و تعقل تنها راه برون رفت از این شرایطه ...
جوری تصمیم بگیر و جوری عمل کن که حتی اگر انتخابت گزینه ی طلاق شد ، برای گرفتن این تصمیم و عمل به اون ، هیچوقت خودت رو سرزنش که نکنی هیچ ، حتی به اون افتخار کنی ..
دوستت دارم و می دونم که می تونم بهت اعتماد کنم ..
موفق باشی.
![]()









.

علاقه مندی ها (Bookmarks)