ستاره سلام
مفهوم عشقی که در این صفحه آمده است، اشاره به عشق یکپارچه و حقیقی در زندگی هر انسان دارد. لذا این سئوال که « وقتی عشق و امیدت ازت دور باشه چی؟» کلا در این موضوع مصداق ندارد. چرا که اصولا تفکیک عاشق از معشوق و عشق ناممکن است. و این دوست داشتن و محبت یک شخص نسبت به شخص دیگر که در عوام عشق می نامند فرق می کند. نکته مهمی که اینجا هست تفکیک عشق مجازی از عشق حقیقی هم خیلی آشکار نیست و می تواند دو سر یک طیف باشد. یعنی عشق رشد یابنده است و می تواند از یک مجازی شروع شود ،اما در آن نماند. و عشق حقیقی در آخر اداراک شود.
ولی به هرحال عشقی که در اینجا اشاره شده است همیشهی می سوزاند و عاشق در این سوختن به اوج می رسد و غرق بی خودی می شود( یعنی اصلا کلمه هراس در عشق راهی ندارد)
شاید جمله « عشق راهی است به سوی خدا» اینجا بهتر مصداق بیابد.
مولانا خیلی قشنگ نامحدود بودن عشق، تعریف ناپذیری عشق و حیرت افزایی عشق را در مثنوی معنوی آورده است که:
عاشقی، گر زین سَرو ، گر زآن سر است عاقبت، ما را بد آن سَر رهبرست
هرچه گویم عشق را شرح و بیان چون به عشق آیم ، خجل باشم از آن
گرچه تفسیر زبان روشن گرست لیک عشقِ بی زبان روشن تر است
چون قلم ، اندر نوشتن می شتافت چون به عشق آمد، قلم بر خود شکافت
عقل، در شرحش چو خر در گِل بخفت شرحِ عشق و عاشقی هم ، عشق گفت
آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید، از وی رو متاب

ستاره منتظر یادداشتهای بیشتر و عمیق ترت هستم.
شرح عشق ار من بگویم بر دوام صد قیامت بگذرد، و آن ناتمام