فرانک عزیز متاسفم
منو هم در کنار دوستان دیگه همراه خودت بدون و همدرد
همدرد رو برای این میگم که من هم پارسال پدرم رو از دست دادم هیچ وقت فکر نمیکردم که روزی برسه که مرگ در خونه ما رو بزنه و پدرمو ببره همیشه مرگ دیگران رو میدیدم اما مرگ عزیزان خودم رو نه
پدر من در طول کمتر از 2 ماه بیمار شد و بار بست و رفت
الان هم که مینویسم داره اشکام میاد
چقدر خوشحال بودم براش که رفت و جاودانه شد
جاودانه شدنش رو دوست دارم
بعد از یکی دوهفته که دلم بیشتر براش تنگ شد و فهمیدم که دیگه برنمیگرده شب و روزم شد گریه و با خدا و با بابا حرف زدن
براش دعا می خوندم براش نماز میخوندم باهاش خرف میزدم باورت نمیشه اما انگار داشت بهم گوش میداد و در سکوت بهم جواب میداد
وقتی فکر میکردم نیست دلم هوری می ریخت و ته دلم خالی میشد
5 ما طول کشید که دوباره به وضعیت قبلیم برگردم
مرحبا به صبرت
امیدورام که این صبرت چندین برابر بشه عزیز دلم
من ضعیف بودم و درست عمل نکردم و با دلتنگی هام مامان و خونواده رو بیشتر اذیت میکردم اما مطمئنا تو اینطور نیستی و نخواهی بود
و محکم در برابر خواست خدا تسلیم خواهی بود
صبور باش عزیزم
این متن منو خیلی آروم میکردم به تو و پدر گرامیت هم تقدیم میکنم
امیدوارم در آرامشت تاثیر داشته باشه
عمیق به این متن فکر کنی متوجه میشی که اصلا نباید مثل من رفتار کنی
دستهایت را دراز کن نازنین من!
درخت انار آنجاست !.......................بوی عطر سیب را می شنوی مال توست!
چشمانت چه قدر اینجا زیباست!.............طعم جاودانگی می دهد بوسه هایت بر لبان خورشید!
آسمان را بریز در پیاله ای مست ابدیت شو......تمامش مال توست!......قربان خنده هایت نوش جان!
من که باورم نمی شود !.......یعنی بار سفر بست تمام آرزوهایت از روی زمین!
دیگر آنجا رنج نمی کشی!...................و از ته اعماق وجودت آه نمی کشی!
چه قدر نور چشمی بودی نازنین من!
به من گفتی جایی را می شناسم که دردت را دوا می کند!.....و تو دیدی کسی را که هر دردی را دوا می کند!
آسمان را امشب به دعایت التماس می کنم!
دستانت را دراز کن!....ماه مال توست امشب!.........ساز بزن با رویاهای عریانی که اهل قایم شدن نیستند!......انجا آرزوها اهل ناز کردن نیستند!......
دیروز گفتم دلتنگ که می شوم برایت گام هایم می برندم به مسیر همفدمی های گذشته، پرسیدم تو دلتنگی هایت را کجا می بری ؟
امروز این جوری جوابمو می دی: مردمانی را می بینی که آرام می کنند تمام دلتنگی هایت را!
وقت خداحافظی کنارت نبودم...............................!
پیوندت با جاودانگی مبارک!.................هدیه برایت دعا می آورم!.........................دوستت دارم.................دوستت دارم!
حالا از آن بالا همه چیز را بهتر می بینی .........بخند نازنینم به این همه ذهن های کوچک در قفس خاکی نشسته!...............به این همه غرورهای پر ز باد آویزان بر یک سایه!........به این همه کفر و تردید!.....بخند بابا جان به تمام چیزهایی که ما مشکل می بینیم و از آن بالا چه قدر کوچک است!....بخند به لحظاتی که شاید فکر می کردی دنیا پایان همه جاست!
بخند که امشب با تو فرشته ها هم به خنده می افتند از این همه خاکهای مضحک روی زمین!
دلم برایت تنگ است..............خوشابه حال ملائک که امشب تو را سخت در آغوش گرفته اند و کوچه های جدید شهر جدیدت را به تو یاد می دهند!
.......هدیه تان دعایی از جنس بهشت باشد برای کسی که جسمش برایش تنگ شده بود..........می خواست جایی برود غیر از اینجا و رفت!..........پشت پایت روی زمین آب نمی ریزم ..........چون بهشت را برایت تا ابد می خواهم!








علاقه مندی ها (Bookmarks)