سلام
در طی 40 پستی که در تایپیک شما زده شده خودت ببین چند نفر مشکلات شما رو داشتن؟
پس فکر نکن این مشکل مختص توست. خیلیا متاسفانه در گیر دعواهای پدر و مادر هستن و عذاب می کشن و البته می دونم که خیلی سخته و کاملا درک می کنم در شرایط بدی هستی.
اما حامد جان چه می شه کرد؟ متاسفانه ماها وقتی پدر و مادر می شیم یادمون می ره که بچه در اولویت قرار داره اون قدر خودمون و در مشکلات غرق می کنیم که همه چیز یادمون می ره.
حالا که شما هم در این فراموشیها زندگی می کنی لحظه به لحظه این روزای سخت و به ذهنت بسپار برای روزی که خودت پدر شدی.
من دفعه قبلی هم گفتم شما باید در این مشکلات به جای بد بین شدن و .... درس بگیری. وقتی فرد دلخواهت و پیدا کردی و وارد زندگی شدی و وقتی پای یک طفل معصوم در زندگیت باز شد وقتی اختلافی بینتون پیش میاد به یاد این روزها در خفا بحث کنید.
به نظرم شما دارید ضعف نشون می دید. بالاخره چه بخواین چه نخواین این اتفاق بد برای خانواده شما افتاده.
به این فکر کنید که شما راه دیگری دارید و اونم اینکه یک جمع خانوادگی برای خود خودت داشته باشی. اما پدر و مادرت چی؟
اونا دیگه امیدی به تشکیل خانواده و یک جمع اعضای خانواده ندارن. و این به خاطر ندوم کاریای خودشونه.
سعی کن اروم باشی توکل کن به خدا و برای زندگیت تلاش کن.
این وسط از حال پدر و مادر قافل نشو. وجودشون حتی جدا از هم برای تو نعمتیه.
موفق باشید![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)