به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 36

موضوع: درددلهای من

Threaded View

  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    RE: درددلهای من

    سلام
    می دونم با حرفابی که در تاپیک قبلیت گفتم و دلخوری و سوء تفاهمی که برای شما پیش اومد خیلی مایل نیستی که برات چیزی بنویسم اما راستش دلم طاقت نیاورد .
    خاموش جان می گن انسان از موم نرم تر و از سنگ خارا سخت تر است.
    مثل موم نرمه و می تونه خودش و با شرایط وفق بده و از سنگ سخت تره چون می تونه سختی ها رو تحمل کنه.
    شما یک دختری بودی که در ناز و نعمت بزرگ شدی و سختی انچنانی در زندگی مجردیت نداشتی.
    من سختیهایی که تو کشیدی و درک می کنم شاید من نوعی نتونم خیلی از اونا رو تحمل کنم و این نشون دهنده اینه که تو با وجود راحتی که در گذشتت داشتی اما الان اون مصداق سنگ خارا بودن و داری.
    اما نمی تونی مثل موم نرم باشی.
    یعنی نمی تونی خودت و با شرایط سخت وفق بدی. قبول که شما به بهداشت شخصیت اهمیت می دی و هیچ وقت تو جمع نخوابیدی اما چند روز مرگ که نیست چاره نداشته باشه. راهکارای اقای بی بی یکی از بهترین راههاست.
    یک گوشه دنج و در همون اتاق 12 متری انتخاب کن و یا شما هم در جمع صحبت کن و یا سکوت کن و حرفها رو گوش کن تا خوابت ببره.
    بالاخره در طول روز می تونی جایی و پیدا کنی و در تنهایی خودت به بهداشتت هم برسی.
    واقعا این چیزی که شما بری خودت سخت کردی سخت نیست. فقط باید یاد بگیری یه کم خودت و با شرایط وفق بدی.
    یادمه وقتی رفتم دانشگاه و با 3 نفر دیگه هم اتاق شدم که هر کدوم از یه شهری بودن اولش برام سخت بود. متاسفانه هر 3 تاشونم ادمای تمیزی نبودن و اگر روزها هم جارو نمی زدیم براشون مهم نبود و یا لباساشون مدتها یه گوشه می موند تا حال و حوصله پیدا کنن و بشویند.
    یادمه بعد از 3 ماه بالاخره یک متن نوشتم و زدم در اتاق و برنامه تعیین کردم برای نظافت باور کن ترم سوم بود که دیگه یاد گرفتن باید چه کنن. با این حال من که تمیزی و دوست داشتم می دیدی من مثلا در هفته 4 بار جارو می زدم و اونا 1 بار.
    منظورم اینه که باید بتونیم خودمون و با شرایط وفق بدیم. این خیلی سخت نیست. نیازی نیست شما شبیه اونا بشی شما خودت باش اما سخت نگیر و از مسافرت پیش اومده نهایت لذت و ببر.
    موفق باشی

  2. 2 کاربر از پست مفید sisili تشکرکرده اند .

    sisili (دوشنبه 15 فروردین 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.