(11/5/1386)
میشه به زور خانواده ای رو به ازدواج راضی کرد
مراجع گرامي، از شرايط ازدواج ، اينست كه فرد بتواند حل مسئله كند و انعطاف پذير باشد و مستقل باشد. شما بايد براي شخص مورد نظرت روشن كني كه بايد به شيوه منطقي رضايت خانواده خود را جلب كند نه اينكه با آنها درگير شود.
به هرحال، هر خانواده نگراني هايي دارد و اعتقاداتي دارد كه مي توان از همان دريچه به برطرف كردن آنها اقدام كرد.
متاسفانه من چيزي از خلق و خو و ارزشها و ...،خانواده ايشون نمي دانم تا بر اساس آنها راهنمايي كنم، اما پيشنهاد مي كنم شما به اتفاق ايشون نزد يك مشاور خانواده رفته و ضمن ارزيابي دقيق خود و خانواده هايتان، راههاي كنار آمدن با خانواده ايشون را دقيق و از نزديك بررسي كنيد.
از آنجا كه پدر ايشون تصمیم گیرنده نهایی هست، شايد خشك و منطقي باشد، شايد ارجاع مسئله به يك متخصص(مثل يك مشاورخانواده) راه ميانه اي باشد كه خانواده ايشون بپذيرد.
ارتباطات شما و شخص مورد نظرتون بدون رفت و آمد خانوادگی ممکن است سطحي باشد و دلايل ديگري غير از خانواده در كوتاه آمدن او دخيل باشد، اين مسئله وقتي جدي مي شود كه خانواده هاي شما دو نفر رفت و آمدي داشته باشند ، يا زمينه آشنايي بيشتر و حضوري شماها فراهم گردد.
چنانچه خانواده آنها فقط مخالفت خود را با يك ذهنيت از شما و خانوادتون اعلام مي كنند، در حاليكه اين براي شما يك زندگي واقعي است، بنابراین، بايد با شخص مورد نظرتون صحبت كنيد و از او بخواهيد جديت به خرج دهد و زمينه ملاقات بيشتر خانواده شما را با خانواده خود فراهم كند.
اما اگر به هر بهانه اي ايشون كوتاه مي آيد و حرف هاي نااميد كننده مي زند( مثلا فایده ای نداره، پدر و مادرم قبول نمی کنند،بیا بی خیال ازدواج بشیم تا مجبور نشم با زور وادارشون کنم و ...)باید عرض کنم که ایشون تحت تاثير شديد خانواده بوده و پدر سالاري دارند و او براي زندگي و انتخاب همسر و ازدواج و ...، زير نفوذ پدرش هست.و با عرض معذرت به شما توصيه می كنم كه از هم بگذريد.
در اينجا بايد با توجه به شرايط وابستگي او به خانواده اش و مشكلات احتمالي در آينده لازم است براي خوشبختي خودتون از اين احساساتتون بگذريد. مگر اينكه او نيز به اندازه شما استقلال داشته باشد و گامهاي عملي و پيگيرانه اي را در جهت وصل شما بردارد.










علاقه مندی ها (Bookmarks)