با سلام به دوستای خوبم

ممنون از راهنمایی‌های امروزتون

دیشب و امشب همسرم ساعت ۹:۳۰ اومده خونه و طبق معمول همیشه هیچ توضیحی نمیده که کجا بوده چه برسه ب الان ک قهر هم هست،تا الان هم کلمه ای بینمون رد و بدل نشده.

سعی‌ می‌کنم صبور باشم،و راهنمایی هاتون رو بکار ببرم راستی‌ من و همسرم تو طول روز اصلا با هم هیچ اس ام اس و تماسی نداریم، ب غیر از وقتی‌ ک بخواد براش کاری انجام بدم.

و البته تاحالا پیش نیومده ک بخوام منّت کشی‌ کنم،ولی‌ خودم خواستار این شدم ک ب عنوان نفر سوم مشکلمونو حل کنیم(حتما حضوری)؛ اما این کار من باعث شده ک اون فکر کنه من دارم منت کشی‌ می‌کنم.
نمیدونم تا کی میخواد ادامه بده...



وقتی که اون روز ب من گفت این دفعه دیگه نیای بگی بیا با هم حرف بزنیم
چون من دیگه باهات هیچ کاری ندارم .
تازه متوجه شدم که فکر کرده دفعه های پیش من منت کشی کردم.

نقل قول نوشته اصلی توسط blue sky
سلام و خوش اومدید

ببین عزیزم بنظرم شما اون دسته از مشکلاتی که در حد شستن دستمال ماشین و این چیزهاست رو اصلا به روت نیار. خوب دستهات حساس شده بود و دستمال رو نشستی، کار خوبی کردی.
ولی وقتی دیدی بهش برخورد اصلا به روت نیار که متوجه شدی که ناراحت شده. روال قبلیت رو پیش بگیر. مطمئن باش خودش خسته میشه. اینجوری نه قهری پیش میاد که مجبور بشی بری جلو و همین که شوهرت فکر نمی کنه که حق داشته بابت اینچنین موضوعاتی ناراحت بشه. چون وقتی به روش میاری یه جوری این حق رو بهش می دی.
سعی کن اون لحظات نه ناراحتیش رو به روت بیاری و نه زیاد دور و برش باشی.

اگه احیانا هم به روت اورد، یکم براش زنونگی کن و بگو ببین دستام داره زخم میشه، آ[ه دلت میاد و از این حرفا...

خلاصه که تو زندگی مشترک بهتره آدم بعضی چیزا رو اصلا نفهمه!
با سلام ب شما دوست عزیزم
ممنونم از راهنمایی خوبتون
دوست دارم بیشتر از راهنمایی هاتون استفاده کنم.
شاد باشین
"آگرین"