به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 262

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    من دوست دارم كه زندگيمو حفظ كنم ولي از طرفي نمي خوام ديگه آويزونه شوهرم باشم . همونجور كه توي اكثر تاپيكاي اينجا ديدم هر چي طرفش مي رم اون منو پس مي زنه . به خاطر همين سعي مي كنم باهاش كاري نداشته باشم . اصلا هم من بهش زنگ نمي زنم دائما اون زنگ مي زنه و مي ره رو مخم . من همش دوست دارم به روشي كه دوستان پيشنهاد كردن و تجربشو داشتن اعتماد كنم و همون راهو ادامه بدم يعني صبر كنم و من اقدامي نكنم . ولي متاسفانه با حرفايي كه شوهرم مي زنه متوجه اين موضوع مي شم كه هنوز آويزونشم و اون ازم فرار مي كنه . وقتي بهش مي گم من نمي يام براي طلاق توافقي و خودت اقدام كن ميگه چرا انقدر خودتو كوچيك مي كني بابا من ازت خوشم نمي ياد و اونوقته كه فكر مي كنم كه هنوزم آويزونشم . حتي وقتي بهش مي گم من كاري بهت ندارم و اصرارم نمي كنم كه برگردي و هر كاري صلاح مي دوني انجام بده مي گه اين كارت چه معني داره ؟‌اگه نمي خواي كه چرا اذيت مي كني بيا بريم طلاق بگيريم و همديگرو اذيت نكنيم . اگه ام مي خواي كه زندگي كني متاسفانه من نمي تونم و نمي خوام كه باهات زندگي كنم . اصرار تو هم فايده نداره . به خاطر اين حرفاش هر وقت زنگ مي زنه حس خيلي بدي دارم . چون دقيقا مي بينم كه راست مي گه . من نقش همون آدم آويزونو دارم وگرنه تا به حال بايد مي رفتم و طلاق مي گرفتم .
    در هر صورت اون كوتاه نمي ياد و اول و آخرش كارمون به دعوا مي رسه . ترجيح مي دم تو اين شرايط مي تونستم خودم پيشقدم بشم و يه كاري كنم كه فكر نكنه انقدر وابستشم و همونطور كه فرشته مهربون توصيه مي كنه ازش بگذرم و ديگه بهش فكر نكنم . ولي متاسفانه اينكارو هم بدليل نداشتن عقدنامه و پيامدهاي بعديش كه درگيري با خانوادمه نمي تونم بكنم . در مورد مهريه هم تصميم دارم كه ببخشمش . از اولشم دوست نداشتم مهريمو بگيرم و نمي گيرم . حتي اگه كارمون به دعوا بكشه و از هم جدا شيم دلم مي خواد ببخشمش . نظرمم در موردش عوض نشده .

  2. 3 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (سه شنبه 30 فروردین 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.