به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 89

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 09 اسفند 97 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1389-6-20
    نوشته ها
    223
    امتیاز
    7,354
    سطح
    57
    Points: 7,354, Level: 57
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    209

    تشکرشده 280 در 139 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: دیگه به پایان خط رسیدیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سابینا
    سلام همه ی دوستان مهربان همدردی، از همه تون ممنونم که توی این لحظات و روزهای تلخ منو تنها نمیذارید، انگار سنگینی بار روی دوشم نصف میشه
    دوستان این دوروزه از محمد خبری نیست و من هم خبری ازش نگرفتم چون دل و دماغ حرف زدن ندارم و اصلا نمیدونم چی بگم، درواقع من گفتنی ها رو گفتم...
    امروز ولی مادرش صبحی زنگ زد خیلی عادی با مادرم و من صحبت کرد و مثلا از زحمات اونروزش تشکر کرد و بعد درمورد آب و هوا و...
    انگار نه انگار که چیزی شده
    نمی دونم تو مغزشون چی میگذره
    اگر اوضاع عادیه پس چرا خبری از محمد نیست
    اگرنه پس مادره چرا زنگ زده بود
    و چرا هیچی نگفت؟
    به هر حال باید صبر کرد و دید
    از همه ی دوستانی که برام پست زدن ممنونم و تا حالا به یه جمع بندی رسیدم از نظرات دوستان
    فقط فکر اینکه بعد جدایی احتمالی چی برام پیش خواهد اومد خیلی اذیتم می کنه


    * آقای حامد عزیز: افسردگی ایشون مربوط به قبل از عقد بود و به من فقط اشاره ای سطحی از طرف ایشون شد که اضطراب دارم و موضوع شفاف گفته نشد، این اشاره هم بخاطر این بود که الان نتونم بگم نمیدونستم!!!! افسردگی ایشون ظاهرا ریشه در گذشته ای دور داره و با بیش فعالی در کودکی شروع شده و بعد به شب ادارای و وسواس شستن دست در نوجوانی رسیده و الان به افسردگی حاد ختم شده


    دوستان تنهام نذارید همونطور که تاحالا نذاشتین

    راستی لینک های دیروز و امروز فوتر رو امروز یه جا خوندم
    ولی واقعا شرمنده شدم از این همه زحمتی که برای جمع آوری لینک داده ، خوب معلومه که خیلی دوست داره به من کمک کنه ، فوتر دستت درد نکته، مقالاتی که دادی عین زندگی منه ، دقیقا و تمام و کمال
    سابینا خواهر مهربون و با صبرم من و بقیه دوستان کنارت هستیم تا بهترین تصمیم رو بگیری.
    من نظرم این بود که اصلا به جدایی فکر نکنید.محمد افسردگی اساسی و در کنارش مزمن داره.
    یک چیزی رو بهت باید بگم.محمد تا آخر عمر باید دارو مصرف کنه.اما نه به اندازه ای که در زمان درمان و اون پیک بالاش هست.
    مثلا تا آخر عمر باید 1/3 داروهایی که الان مصرف میکنه رو مصرف کنه.
    من خودم آدم عجولیم ولی واقعا به این نتیجه رسیدم که نباید خیلی زود تصمیم گرفت.من دقیقا دقیقا و بازم دقیقا میدونم چقدر خسته ای و گیر کردی.اما با جدایی محمد به یک آدم مرده تبدیل میشه.مرده متحرک نه چون توان راه رفتن هم نداره.خودت هم دل شکسته و با نا امیدی حداقل 5 سال رو باید بگذرونی.
    دست به دست هم بدین تا مشکلو حل کنین.روانپزشکو عوض کنید.وقتی با پزشک فعلی نتیجه نگرفته اونم توی 2 سال پس بهتره بره سراغ یک روانپزشک دیگه.
    روانشناس فعلا کاری نمیتونه بکنه چون محمد باید با دارو درمان بشه.
    یه موردی هم که یادم اومد اینه که محمد اگر هفته ای 5 روز ماهی مصرف کنه و غذاهای دریایی مصرف کنه از افسردگیش کم میشه.این راه شناخته شده و علمی هست.امگا3 در درمان افسردگی جواب داده.
    داروهایی که میخوره خیلی پرت و پلا هستن.یا پزشکه درست متوجه نیست یا اینکه واقعا چیزی نمیدونه.بعد از 2 سال پیشنهاد میکنم پیش یک پزشک دیگه برید.
    معروفترین داروهای دنیا رو محمد حتی یکیش رو مصرف نمیکنه!
    نورتریپتیلین.سرترالین.فلوو کستین.فلووکسامین.آمی تریپتیلین.
    اینو به جز فلووکسامین اثر بخشی بسیار بالا و قیمت پایینی دارن!
    روانپزشک باید به سمت اون داروها بره اما وقتی بعد از 2 سال به همین شکله یا نمیدونه مشکل محمد دقیقا چیه یا اینکه آشنایی با درمان نداره.
    روانپزشک خوب هم خیلی زیاد هست.بگردید پیدا کنید.با محمدم صحبت کنین خودتون.با هم برید بیرون توی پارکی چیزی.باید به آدم افسرده روحیه بدید.بهش بگید میخواید زندگی رو از نو بسازین اونم کمکتون کنه.بهش بگین با هم بریم پیش روانپزشک.بگید مثلا یکی از دوستاتون عین مشکل شما را داشته و خیلی راحت درمان شده.
    سابینا زود تصمیم نگیر چون جدایی بدجور زندگیت رو تحت الشعاع قرار میده.
    سعی کن با آرامی و خونسردی مشکل محمد رو حل کنی.
    حتما روانپزشک رو عوض کنید.

  2. کاربر روبرو از پست مفید footer تشکرکرده است .



 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. منفی بافی های مادرم به اوج رسیده و من به شدت ضعیف و آسیب پذیر شدم
    توسط tanhaeii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 تیر 95, 11:28
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  3. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 94, 23:28

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.