خب دوستان پستهای شما را خوندم. تقریبا همه خواستید به من نگاه مثبت بدید و گاهی سوال کردید که چرا این نگاه منفی را دارم و اینا. و البته تشکر میکنم از همه.
من فکر میکنم اگر بخوام مشکلاتم رو توضیح بدم و ذکر مصیبت کنم کار بیهوره ایست و تازه تمومی هم نداره این قدر زیاده و کلی وقت و انرژی میخواد. در واقع کاریست که کم و بیش همیشه در گفتگو در تخیلاتم کردم. و چه نتیجه ای گرفتم ، هیچی. حالا کاش همین هیچی بود. چون بر اساس قانون جذب که میدونم دیگه همه بلدن... هرچی بهش فکر کنید سرتون میاد. یعنی اگه به مشکلات فکر کنید از اونها بیشتر عایدتون میشه. ظاهرا همین بر سر من هم اومده. باید با قاطعیت بگم طی چند سال گذشته زندگی من به طور میانگین بخواید حساب کنید همش روند نزولی داشته. هر روز بدتر از دیروز... اینا رو نوشتم که بگم نوشتن در باره مشکلهام، فکر نمیکنم راه درستی باشه. وگرنه میتونستم به تمام اون تلاشهای شما برای ایجاد نگاه مثبت جواب بدم! به تمام حرفاتون جواب بدم. اما این کار بی فایده ایست. باید به جای مشکلات، راه حلها رو ببینم. (البته همونطور که قبلا هم گفتم این تاپیک را در یکی از مواقعی زدم و اون مطالب را نوشتم که افسردگیم اود کرد. زمانی که دیگه دنیا سیاه میشه... اما الان که سیاه نیست باید به فکر راه حل بود...)
بعد از این مقدمه میخوام بگم...
میخوام بگم احتمالا از یه جایی شروع میکنم و هدفی را تعیین میکنم. تا ببینم چی میشه. هدفی که بزرگ و بلند و اینا نیست. هر وقت تصمیم گرفتم میام اینجا میگم.یک سری اهداف تعیین کن که دست یافتنی باشند.
---------
-نهراستی شما کتابای نویسنده خاصی میخونید؟
شما خیلی کمال طلبین؟
-تا جایی که خودمو میشناسم، یکی از خصوصیاتم کمالگرایی هست.









علاقه مندی ها (Bookmarks)