وقتی توکل شما رو میبینم حرفی برای گفتن نمیمونه
ببین دوست عزیز!وجود شما پر از ترسه -ترس از دست رفتن فرصتها بالا رفتن سن و ... وقتی این حس غالب بر شما هست بقیه احساسات هم از اون تبعیت میکنه برای مثال به کتاب مقدس پناه میبرید اما میدونی بخاطر همین شما فقط خواسته خودت رو در اون پیام میبینی در صورتیکه شما هرگز نمیتونید تشخیص بدید که "ظلم بخود " چی هست؟ ربا فکری که برای خودت مشکل میسازی نمیتونی راه حل پیدا کنی چون در هر صورت منافع شخصی خودتون رو در نظر میگیرید
نمیخواستم اینو بگم ولی از دلم گذشت پیشنهادش بدم
....این قسمت برایتان پیام خصوصی شد ... یا اگه فرصت دارید کتاب نیمه تاریک وجود (دبی فورد) رو بخونید مطمئنم شما هم راه تازه ای برای زندگی پیدا میکنید
موفق و پرانرژی باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)