بنده نمیخواهم بدون دلیل کار خاصی را انجام دهم،آن هم ازدواجنوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
اگر برای انتخاب ها و یا سایر مسائل زندگی اینقدر دنبال چرا و چگونگی آن نرویم ؛توجیه خاص خود را دارد
اما ازدواج به نیت تشکیل زندگی اینگونه نیست،باید بر اساس هدف دقیقی پایه ریزی شود،چون شوخی بردار نیست،بنده تا به این سن در کنار خانواده بوده ام،یک مجرد،فردی که میتوان گفت چند سالی است که بسیاری از مسائل زندگی را از قالب خانواده خارج کرده و خود عهده دار آنها است، اما اکنون که میخواهم پا به دنیای جدیدی بگذارم،نمیتوانم خیلی ساده این تصمیم را قطعی کنم، در اطراف خود ،در همین تالار اینقدر از مسائل و مشکلات پس از ازدواج سخن به میان می آید که لازم است حداقل در این مورد دست به عصا باشیم،اعتراف میکنم از ازدواج کردن میترسم،اعتراف میکنم از انتخاب کردن میترسم،حتی اگر زیر نظر مشاور هم باشد و بسیار عاقلانه،اما چه تضمینی برای من وجود دارد که فردای زندگی همه چیز در وجود همسر من تغییر نکند؟ منی که این همه مشکلات را دیده ام و نمیتوانم مانند شما آنها را تحلیل کنم باید هم این ترس را داشته باشم،حتی بارها به این فکر کرده ام که میدانم مسئولیت و تعهد سختی است،آیا از عهده این مسئولیت بر خواهم آمد؟ الان میگویم بله،اما به خود هم شک دارم که اگر برخی مسائل پیش بینی نشده که بنده از آنها نفرت دارم در زندگیم پیش بیاید آیا باز هم میتوانم بار مسئولیت را به عهده بگیرم؟
جامعه شاید باعث شده،و یا شاید خود من مقصر باشم که چنین دیدگاه منفی نسبت به ازدواج دارم،(یا بی انگیزه)شاید چون بیش از حد سختی های ازدواج را برای خود ترسیم کرده ام تا زیبای های آن را،چون بر این باورم رؤیا پردازی نابجا و خیال باف بودن بر اینکه ازدواج چه زیبای های که ندارد میتواند در آینده باعث تخریب شود ؛یعنی فردی که ازدواج میکند با این افکار فردای زندگی میبیند که چنین نیست ،وجز ندامت و پریشان حالی چیز نصیبش نمیشود.
این احتمال میرود که مشاوران تالار با خواندن وصف حال من،بگوبند فعلا" بیخیال ازدواج بشوید،
من به رفع نیازها از طریق ازدواج نیاز دارم(شاید هم خیلی زیاد)،وقتی هم در این شرایط میخواهم به ازدواج فکر کنم میبینم که هدف های من یعنی همان رفع نیازها به تنهای بنده را قانع نمیکند،
نمیتوانم برای رفع نیاز عاطفی برم سراغ دوست دختر! یا برای رفع نیاز جنسی .......!
که همین موارد باعث عدم تمایل جوانان به ازدواج میشود
شاید هم چیزی که باعث عدم انگیزه شده نبود یک علاقه باشد یا فردی که به او علاقمند باشم.
نوشته اصلی توسط DEMASONI








علاقه مندی ها (Bookmarks)