به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 35

Threaded View

  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 24 تیر 90 [ 01:01]
    تاریخ عضویت
    1390-1-17
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    1,687
    سطح
    23
    Points: 1,687, Level: 23
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    40

    تشکرشده 40 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چگونه میتوانم ازدواجی هدفمند داشته باشم ؟ ( هدف از ازدواج ؟ )

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    با سلام
    به نظرم پاسخ های فلسفی و نظری به این سئوال اگرچه آگاهی دهنده هستند اما کاربردی نیست؟
    چرا باید چنین سئوالاتی به ذهنتان بیاید.؟ این چرایی را شما باید جواب عینی و دقیق بدهید تا بر اساس آن تاپیکتان به صورت کاربردی هدایت شود.

    بنده نمیخواهم بدون دلیل کار خاصی را انجام دهم،آن هم ازدواج
    اگر برای انتخاب ها و یا سایر مسائل زندگی اینقدر دنبال چرا و چگونگی آن نرویم ؛توجیه خاص خود را دارد
    اما ازدواج به نیت تشکیل زندگی اینگونه نیست،باید بر اساس هدف دقیقی پایه ریزی شود،چون شوخی بردار نیست،بنده تا به این سن در کنار خانواده بوده ام،یک مجرد،فردی که میتوان گفت چند سالی است که بسیاری از مسائل زندگی را از قالب خانواده خارج کرده و خود عهده دار آنها است، اما اکنون که میخواهم پا به دنیای جدیدی بگذارم،نمیتوانم خیلی ساده این تصمیم را قطعی کنم، در اطراف خود ،در همین تالار اینقدر از مسائل و مشکلات پس از ازدواج سخن به میان می آید که لازم است حداقل در این مورد دست به عصا باشیم،اعتراف میکنم از ازدواج کردن میترسم،اعتراف میکنم از انتخاب کردن میترسم،حتی اگر زیر نظر مشاور هم باشد و بسیار عاقلانه،اما چه تضمینی برای من وجود دارد که فردای زندگی همه چیز در وجود همسر من تغییر نکند؟ منی که این همه مشکلات را دیده ام و نمیتوانم مانند شما آنها را تحلیل کنم باید هم این ترس را داشته باشم،حتی بارها به این فکر کرده ام که میدانم مسئولیت و تعهد سختی است،آیا از عهده این مسئولیت بر خواهم آمد؟ الان میگویم بله،اما به خود هم شک دارم که اگر برخی مسائل پیش بینی نشده که بنده از آنها نفرت دارم در زندگیم پیش بیاید آیا باز هم میتوانم بار مسئولیت را به عهده بگیرم؟
    جامعه شاید باعث شده،و یا شاید خود من مقصر باشم که چنین دیدگاه منفی نسبت به ازدواج دارم،(یا بی انگیزه)شاید چون بیش از حد سختی های ازدواج را برای خود ترسیم کرده ام تا زیبای های آن را،چون بر این باورم رؤیا پردازی نابجا و خیال باف بودن بر اینکه ازدواج چه زیبای های که ندارد میتواند در آینده باعث تخریب شود ؛یعنی فردی که ازدواج میکند با این افکار فردای زندگی میبیند که چنین نیست ،وجز ندامت و پریشان حالی چیز نصیبش نمیشود.
    این احتمال میرود که مشاوران تالار با خواندن وصف حال من،بگوبند فعلا" بیخیال ازدواج بشوید،
    من به رفع نیازها از طریق ازدواج نیاز دارم(شاید هم خیلی زیاد)،وقتی هم در این شرایط میخواهم به ازدواج فکر کنم میبینم که هدف های من یعنی همان رفع نیازها به تنهای بنده را قانع نمیکند،
    نمیتوانم برای رفع نیاز عاطفی برم سراغ دوست دختر! یا برای رفع نیاز جنسی .......!
    که همین موارد باعث عدم تمایل جوانان به ازدواج میشود



    شاید هم چیزی که باعث عدم انگیزه شده نبود یک علاقه باشد یا فردی که به او علاقمند باشم.




    نقل قول نوشته اصلی توسط DEMASONI

    ببینید همه مشاورها میگویند که باید برای ازدواج هدف داشت، وقتی میگی میخوای مستقل بشی، تنهایت پر بشه؛نیازهات برآورده بشه؛همدم داشته باشی،عشق رو خالصانه درک کنی،مرحله جدیدی رو از زندگی شروع و درک کنی و انچه که شما میدانید.
    مشاور میگوید نه اینها هدف نیستند؟! هر چقدر هم فکر کنی هدف دیگه ای پیدا نمیکنی؛غیر از اینکه دو جنس مخالف باید باهم و برای هم باشند؛باز میگویند نه باید هدف داشته باشی؛چون این اهداف غلط است و بعد از مدتی کمرنگ شده و زندگی مشترک لذتی ندارند؛هر چقدر هم میخواهی هدف بتراشی نجار خوبی نیستی؟!

    __________________________________________________ __________________
    ببنید دوستان؛ اگر من بخاطر رفع نیاز جنسی ازدواج کنم؛ مدت کوتاهی شعله آتش این نیاز کم میشود اگر بخاطر تنهایی ازدواج کنم ؛بدون شک مدتی از ازدواج که بگذرد ناخواسته دلمان میخواهد تنها شویم حتی کوتاه؛ و سایر دلایل برای من چنین است که آخرش چی؟ تمامی هدفها انتزاعی است،و هدفی را نمیشناسم که باعث شوق و اشتیاق فراوان در من شود نسبت به ازدواج وزندگی مشترک.

  2. 2 کاربر از پست مفید demasoni تشکرکرده اند .

    demasoni (شنبه 31 اردیبهشت 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. همسرم نمیتواند مرا درک کند
    توسط نارجیس در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: پنجشنبه 22 مرداد 94, 05:21
  2. نمیتوانم خودم را متقاعد به ازدواج کنم
    توسط سارا66 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 18 خرداد 92, 14:24
  3. چگونه رگ خواب مردی میتوان فهمید
    توسط مریم زد98 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 04 آذر 91, 13:02
  4. خیانت شوهرخواهرم به خواهرم ، من چه کار میتوانم بکنم ؟
    توسط soha10 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 آبان 91, 09:52
  5. پیامدهای سنگین یک رابطه، نه میتوانم فراموش کنم نه میتوانم ادامه بدهم
    توسط kindly girl در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 14 فروردین 91, 02:26

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.