خواهش میکنم . این نظر لطف شماست. ولی میگم این سیستمی که من هستم ناخودآگاه و تصادفی نبوده و با کلی تحقیق و تجزیه تحلیل و مطالعه جنس مخالف و ... بوجود اومده. رفتارهایی که از ۹۰٪ پسرهای جامعه میبینید رفتارهای برداشته شده از یک عرفه.مثلا به یک سنی که رسیدند عرف اینکه حتما به دخترا متلک بندازند (مثلا فکر میکنند دخترا خوششون میاد). یا برای برقرار ارتباط حتما برند شماره بدند (و در مقابل دخترها نیز منتظر این رفتارها شاید باشند)سلام
به عنوان یه دختر بسی لذت بردم که چقدر دارید خوب رابطتونو مدیریت میکنید،وکاملا مشخصه چقدر با شخصیت و فهیمانه در این رابطه دارید عمل میکنید،من که جدا لذت بردم،کاش همه مثل شما بودن!
من یه مقدار به شما امیدواری میدم که ایشون قطعأ به شما تمایل داره و براش جذاب هستین،مخصوصأ چون احساستونو بروز نمیدین اونو تشنه تر هم کردین واسه همین اونم غرورشو زیرپاش نمیذاره و تمایل داره شما دنبالش باشید
شمام که ماشالاه سیاست دارین .
شاید حق با شما باشه.
پشت تلفن میگفت که برای من خیلی جالبه که شما از ترم پیش با من در ارتباط میخواستید باشید. در واقع ارتباط با من را از ترم پیش شروع کردید.و دلم میخواد بدونم چرا . چرا من را انتخاب کردید. و منم همیشه جوابی داشتم که به این سوال بدم و طرف مقابل قانع بشه.
آخه ترم پیش من رفتم برای شروع ارتباط ازش جزوه گرفتم. بعدهم بهش کتاب دادم و این ترم ازش گرفتم. ولی یک کلمه نه شماره تلفن دادم نه پیشنهادی. خداحافظ همه چی تموم شد. ۲ ماه بعد که الان باشه رفتم پیشش و گفتم میخوام پیرامون این موضوع باهات صحبت کنم.
لازمه به ذکر ایشون بخاطر زیبایی خدادای منحصر به فردش تو دانشگاه ما (فتبارک الله الحسن الخالقین) جوری بوده که از وقتی وارد دانشگاه همه پسرهای دانشگاه با این بنده خدا میخواسند دوست بشند یا پیشنهاد ازدواج یا عشق و عاشقی و گریه و زاری از این صحبت هاو به هیچ کودوم از این پسرها محل نگذاشته تا الان که میگفت میترسه از پسرا.واسه همینم اوایل تصور میکرد منم همون نقشه ها را تو سرم دارم و میخواست من را بپیچونه که خوب من همه رفتارهاشو پیش بینی میکردم و عکس العمل مناسب را نشون میدادم.و در کل با توجه به چیزایی که فکر میکردم ارتباط برقرار شد. اعتماد جلب شد. تلفنشم دارم . بهشم کمک میکنم لازم باشه و از اینکار اصلا پیشمون نیست.و همه اینا با توجه به چیزی که خودش گفت با اختیار و خواست خودش بود
با دوستی قبل ازدواج به شدت مخالفه . و همونطور که قبلا ذکر کردم . ایشون بهترین پسرهای دانشگاه مثلا پولدارترین - خوشگلترین - خوشتیپ ترین و ... میخواستند با ایشون دوست بشند و همه را رد کرده بوده. من ادعایی ندارم که خوشگلم . شاید هیکلم خیلی عالی هست ولی اونم در لباس معمولی که میپوشم اصلا مشخص نیست (بر خلاف بقیه که لباس چسبون ببوشند من اگه اینکارو بکنم از ۱۰ فرسقی تو چشم میزنه) - وضعیت مالی و همه چیم معمولی هست - چرا تو دانشگاه من را به عنوان یک فرد علمی با معلومات کامپیوتر بالا میشناسند.ولی خوب قریب به اتفاق همه پسرهایی که گفتم اون شخصیته را ندارند و تصور میکنند دختر را عین یه وسیله باید بخرند بعدم برند بشینند پیش دوستاشون از موفقیت هاشون در تور کردن فلان دخترها بگند. یا مثلا دیگه خیلی خن ترش ارتباط جنسی هست. اینو چون به هر حال با همجنسام در ارتباطم میدونم و دارم میگم.البته همه اینا به شرطی صحیحه که اون دختر باکس دیگه ای نباشه و به قول معروف شمارو تو ابنمک نخوابونده باشه.
ازش پرسیدم آیا کسی را دوست داره یا عاشق کسی شده تا بحال. گفت دوست داشتم اینو تجربه بکنم ولی کسی نبوده
ممنون از لطفتموفق باشی دوست من
والا بیشتر از اینکه دوست داشته باشم عاشق من بشه یا من عاشق اون باشم . دوست دارم گزینه های مناسبی برای ازدواج باشیم و بعد از شناخت کاملی که از همدیگه پیدا میکنیم. گزینه های خوبی برای ازدواج باشیم. و بعدشم اون دوست داشتنو آروم آروم عاشق شدن را میپسندم.البته و صد البته اگه اون من را بپسنده.دیگه هر چی صلاح هست همون بشه دیگهفقط به نظر من صبور باش و به اون دختر فرصت بده تا عاشقت بشه؛تو میتونی Big Grin
انتظار چیز بدی هست.
بهش اس ام اس دادم الان . دیگه طاقت نیوردم. نمیتونم احساساتم را پنهان کنم.(البته نه اس ام اس عشقی اصلا چنین چیزی نمیفرستم) ولی خوب من که آخر چند روز دیگه باهاش مطرح میکنم حرفامو . یا جواب مثبت میده یا منفی
دیگه اس ام اس الانم یا صحبتی که باش میکنم خیلی فرقی به حال من نمیگذاره
بازم ممنون از راهنماییت









علاقه مندی ها (Bookmarks)