بله، فکر می کنم حق با شماست و اگر بخوام به خواسته هام برسم می بایست باهاش صحبت کنم و خواسته هام رو بهش بگم.


به نظر شما آیا الان وقت مناسبی برای این کار هست؟

اگر الان وقت مناسب هست چگونه خواسته هام رو به اون بگم که متوجه منظور من بشه.

1- خیلی از دستش ناراحت هستم چون منو از قشنگ ترین و دوست داشتنی چیز دنیا یعنی شاخه های زیبای گل بی زار کرده و الان هر وقت چشمم به گلهای قشنگ می افته به یاد دعوا و قهر و دل شکستن می افتم

2- ای کاش زن برای او ارزش داشت و متوجه می شد که زن هم فهم و شعور داره

3- عشق این نیست که زیبایی ها را دوست داشته باشیم بلکه این است که آن چیزی را که عاشق اش هستیم زیبا ببینیم

4- انتظار نداشته باشه وضعیت من، خونه و خودش مثل وضعیت مادرش، خونه اش و پسرش باشه. مادرش همه اش خونه هستش و غذاش رو درست می کنه می ذاره سر گاز و خونه رو هم تمیز و مرتب می کنه، اگر کسی خواست میاد اگر هم نخواست نمیاد، چون اونجا انقدر آدم هست که اگر یکی نیومد یکی دیگه به جاش باشه

5- فکر نکنه اگر خواسته ای از من داشت فقط کافیه که چند ساعت قبل اش با من خوش رفتاری کنه می تونه به خواسته اش برسه

6- هر وقت خواست که کار اشتباهی کنه با خودش فکر نکنه که "هر کار دلم خواست می کنم بعد دو سه روز مهربون می شم و یه دسته گل می گیرم و همه چیز به وضعیت اول اش بر می گرده"

و البته خیلی چیزهای دیگه که شاید مهم تر باشن ولی جدیدا همینها بیشتر پیش اومده