به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Threaded View

  1. #10
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 05 اسفند 90 [ 19:03]
    تاریخ عضویت
    1390-3-01
    نوشته ها
    433
    امتیاز
    3,819
    سطح
    39
    Points: 3,819, Level: 39
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    783

    تشکرشده 794 در 331 پست

    Rep Power
    59
    Array

    RE: دارم دیوونه می شم... دیگه خسته شدم

    [color=#9370DB][quote=خارپشت]
    تل می عزیز
    (اسمت یه جوریه راحت نیست یه اسم دیگه بگو با اون صدات کنیم )




    خارپشت جان
    سلام

    در مورد تاپیک قبلیم خیلی خوب قانعم کردی و دارم روش فکر می کنم و به راهنمایی هات عمل می کنم,
    هر اسمی دوست داری صدام کن منم اونو می ذارم اسم مستعار خودم خوبه؟
    در مورد دکتر علی شریعتی هم خیلی دوستش دارم اگه به واسطه افرادی مثل اون نبود الان هیچ بودم چون جملات اونها بوده که تنها منبع آرامشم بوده و خیلی خوب با نوشته و شعر می تونم ارتباط برقرار کنم
    تو تاپیک قبلی برام نوشته بودی که از خدا بیشتر می گی... دوست دارم برام از خدا بنویسی
    زندگی و تمام چیزایی که تو دایره زندگی برام اتفاق افتاده رو قبول دارم و می دونم انکار ناپذیره اما آینده هنوز نیومده و خیلی امیدوارم که بتونم خوب درستش کنم و یه آدم موفق باشم و فکر می کنم ازدواج البته درستش هم یکی از راه های رسیدن به اون آینده و موفقیت باشه... الان حس می کنم تو حصار خانواده هستم اما بعد ازدواج از اون حصار در میام و خودم می شم چون در حال حاضر از خودم هیچ اختیاری ندارم و هزار تا تیکه و سرکوفت می شنوم و همش دارن برام مانع درست می کنن... نه می زارن برم سر کار نه می تونم واسه آیندم تصمیم بگیرم تا حالا هم با تصمیماتشون گند زدن تو زندگی م, مثل انتخاب رشته زورکی که من تغییرش دادم و و و...
    یه سری مسائل برام وجود داره
    بی حوصله هستم
    اعتماد به نفسم خیلی پائین نیست اما متوسط هم نیست
    حرفم رو نمی تونم بزنم
    واسه اینکه طرفم رو ناراحت نکنم بهش نه نمی گم اما اون خیلی راحت می گه کار دارم یا هر چیزی
    حالت افسردگی دارم
    دیگه حتی کارهایی که دوستشون دارم هم انجام نمی دم مثل مطالعه و نقاشی
    احساس می کنم آدم موفقی نیستم یکی می گفت یارو هیچی حالیش نیست اما همش از خودش تعریف می کنه, فکر می کنم همچین آدمی اعتماد به نفس داره
    تا وقتی مجبور نشم کاری انجام نمی دم
    خیلی وقته با خدا حرف نزدم و نمی تونم باهاش درد و دل کنم و فقط فکرم تو همین اتفاقها و ازدواج و این چیزا می چرخه

    خارپشت عزیز
    مهم نیست که دارم سختی می کشم
    مهم آیندمه... همین روزایی که داره می گذره... نمی خوام در انتظار مشاوره این روزها رو از دست بدم




    نقل قول نوشته اصلی توسط Hamed65
    tell me عزیز،

    به خاطر مشکلاتی که داشتید و دارید متاسفم.

    با توجه به اینکه مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اید بسیار مهم است که شما مدتی پیش یک مشاور و روانشناس خوب بروید تا به شما کمک کند. البته خوشبختانه دوستان در اینجا به همدردی با شما ادامه می دهند. ولی فکر می کنم لازم باشد که شما پیش یک مشاور بروید تا کمکتان کند با سختی ها کنار بیایید و ضربه هایی که به شما زده شده را فراموش کنید.
    بالاخره یک سایت اینترنتی محدودیت هایی دارد و مانند مشاور حضوری نیست.

    آیا امکانش برای شما هست؟

    آقا حامد... من تازگی دارم می رم پیش یه مشاور اما امکانش نیست زود به زود برم و این فاصله خب اذیتم می کنه و خیلی چیزا هم بینش پیش میاد... خیلی سعی می کنم گذشته رو فراموش کنم اما هر بار یه اتفاقی می افته و اون اتفاقها برام مرور می شه و اون احساسات دوباره میاد سراغم... نمی خوام نا شکری کنم و بگم خیلی بدبختم چون می دونم از من بدتراشم هستن اما همیشه واسم سوال بوده چرا؟ چرا خدا ما رو اوورده به این دنیا, نمی دونم چی بگم, نمی دونم چکار کنم, مثل این گیجا شدم, اصلا از خودم راضی نیستم, فکر می کنم همه از من سوء استفاده دارن می کنن... هر کی هر چی بخواد می گه و من می سپرم به خدا اما در واقع اعتماد به نفسی وجود نداره که از خودم دفاع کنم.


  2. 5 کاربر از پست مفید matin_female_1988 تشکرکرده اند .

    matin_female_1988 (شنبه 07 خرداد 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. داریم مستقل میشیم ولی مادر شوهرم دیوونم کرده
    توسط movafagh در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 آذر 95, 18:45
  2. خانواده شوهرم چسبیدن به ما و منو دارن دیوونه میکنن
    توسط sidni در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 24 آذر 92, 17:37
  3. وسواس فکری من و خاستگارم دیوونه کرده البته بیشتر من!!
    توسط arameshe ziba در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 22:38
  4. چجوری برگردونمش؟دارم دیوونه میشم
    توسط marziehh در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 شهریور 90, 15:52
  5. دارم دیوونه می شم
    توسط mush_66 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 12 شهریور 87, 15:00

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.