خب بالاخره خیاط در کوزه افتاد ،نوشته اصلی توسط شیدا حاتمی
و از اونجائی که رئیس صندلی هم باید حرارت این صندلی رو بچشه ، و جائیه برا فکر کردن و تلنگرزدن و وشکون گرفتن
،
دقیقا صندلی داغ برا اینه که راجع به مسائلی که تو زندگی عادی شاید خیلی تمایلی به فکر کردن و تجزیه تحلیلشون نداری ، به چالش کشیده بشه:
اول اینکه چرا تمایل نداری که اعتقاداتت رو با سایرین مطرح کنی؟
خدا رو چطوری یافتی / شناختی؟
ارتباط تقدیر خداوند و عمل شما؟
ارتباط علم خدا و سرنوشت شما؟
ارتباط توکل و تلاش شما؟
شک و یقین شیدا؟
آیا شیدا اجازه داره در هر چیزی شک کنه؟
سه تا از چیزائی که واقعا بهشون اعتقاد داری؟
ریشه کلمه اعتقاد؟
محبت به خدا بدون بندگی و عبادت امکان پذیره؟
آیا حسادت فقط یه حس درونیه یا بمحض بروز خارجی اسم حسادت به خودش میگیره؟
آیا همه آدمها واقعا خوبن؟
خوبی و بدی مطلقه یا نسبی؟
فرق خیر و شر با خوبی وبدی؟
معنای عدل خدا ؟
معنای دقیق :
فکروعقل
وجدان و فطرت
قلب ودل
چند تا از آرزوهای دوران کودکیت؟
چند تا از اهداف 5 سال پیش که به اونهانرسیدی؟
آیا محتمله که تو روز حشر خدا بگه همه این بساط زندگی و... یه شوخی بوده؟؟
اگه آدم همیشه خودش رو خیلی دوس / قبول داشته باشه پس نفس لوامه چیکارس؟
تا حالا صدای وجدانت رو شنیدی ؟ انتقاد کرده و شاکی بوده یا تعریف کرده ازتون؟
دوس داری در نظر من آدم خاصی جلوه کنی یا یه آدم معمولی؟
دوس داری بیشتر تعریف و تمجید بشنوی یا انتقاد؟
.
.
.
.
حالا پاسخ صادقانه دو سوال بالا رو بده.
اگه سه دقیقه تو سازمان ملل (یا یه جمعی با همین اهمیت) بهت فرصت بدن راجع به چه موضوعی صحبت می کنی و چی میگی.
امیدوارم گرمی سوالها باعث آزار شما تواین گرمای تابستون نشه.







و از اونجائی که رئیس صندلی هم باید حرارت این صندلی رو بچشه ، و جائیه برا فکر کردن و تلنگرزدن و وشکون گرفتن
، 
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)