سلام خواهر خوبمنوشته اصلی توسط شاپرک جون
يك لحظه افكار منفي رو خاموش كن! آره.. بهشون بگو هيسسسس! بسه ديگه!!!!
فكر تو رو آزرده كرده و آرامشت رو ازت گرفته...
من احساس مي كنم اونقدر ذهنت از فكر آشفته شده كه نمي توني خوب گوش بدي...
تو شوهرت رو كه مي توني عشقت صداش كني در حال حاضر در مقابل خودت دشمنت مي بيني... عنوان تاپيكت رو نگاه كن!! شوهرم با خانواده اش همدست شدند!؟! براي چي؟؟ براي كشتنت؟؟ براي چي؟؟
لازمه اينكه بتوني وضعيت كنوني رو كنترل كني چند تا مهم هست:
1. تصميم قطعي براي ادامه زندگي ( هم دلت بخواد... دوست داشته باشي زندگيت رو و هم اين تصميم يك نتيجه گيري منطقي باشه
2. خوب گوش بدي... هدف از اين نوشته ها، نه دفاعه... نه نصيحت.. نه سخنراني! فقط گرفتن نتيجه است...
3. خوب عمل كني.. وقتي آرامش كافي رو نداشته باشي ( كه البته به دست مي آري) نمي توني خوب عمل كني... تصميمات شتاب زده مي گيريد ( هر دوي شما) هم شما و هم شوهرتون!!
در صورتيكه تصميمت مثبت بود بهم بگو... تا با استفاده از تجربيات ديگران يك خط مشخص رو تا حصول نتيجه شروع و دنبال كنيم...
پستهاي قبلي رو بخون... با آرامش خانوم! نه با اين اعصاب به هم ريخته...
در صورتيكه تصميم گرفتي به بهبود وضعيت.. مي خوام تيتر وار بنويسي مشكلت در حال حاضر چيه؟ با هم مشكلات رو شناسايي كنيم... موانع خوشبختي تو كجان كه نمي زارن رنگ سعادت رو ببيني؟؟ كليات بهمراه مثال
بي شك تنها نيستيد!








علاقه مندی ها (Bookmarks)