یه مثال خیلی پیش پا افتاده می زنم، فرض کنید که خانواده یکی از ما بعد از ازدواج یه مهمنونی داد. حالا یک خانواده رسم دارن که فردای مهمونی حتما زنگ بزنن و تلفنی تشکر کنن و این رو نشونه تشکر و احترام به طرف مقابل می دونن و یکی از خانواده ها اصلا چنین رسمی ندارن و تشکر تو همون شب مهمونی رو کافی می دونن. همین یه مساله ساده بعلاوه عدم توانایی من و همسرم تو عنوان کردن مساله برای طرف مقابل منجر به کلی ناراحتی شد. حالا این موضوع بنظرتون جایی تو دین و اعتقاد و مساله اختلاف طبقاتی و مالی و امثالهم داره؟
دوست عزیز اگه پستای من رو کامل خونده باشین حتما دیدین
قسمت اخر حرفام تاکید بر کافی نبودن اشتراک در عقاید دینیه
من هم کاملا با شما هم عقیده ام
اما شاید واقعا نشه از بروز اختلافاتی از قبیل اونچه که مثال زدین خیلی حساب شده جلوگیری کرد
بنظرم اگه دوطرف منطقی باشن انصاف و گذشت داشته باشن میشه تا حدودی این مشکلاتو مرتفع کرد
در کل توصیه من به جوونها اینه که قبل از ازدواج ترتیبی بدهند که چندین مرتبه رفت و آمد خانوادگی داشته باشند و طرف مقابل و خانواده اش را در قالب این رفت و آمدها و انتظارات و توقعاتی که متعاقب اون پیش میاد بسنجند.

کاملا موافقم
در این موردچند تاسوالم دارم
به نظر شما این رفت و امد ها در چه زمانی باید صورت بگیره ؟
بعد از خواستگاری و بدون هیچ نوع محرمیتی ؟
مثلا زمانی که تا حدود زیادی مطمئنیم که انتخابمون قطعی شده ؟
در چه محدوده زمانی ؟ یا حتی هر چند وقت یه بار ؟
بستگان درجه یک یا بیشتر از اون ؟
متشکرم
علاقه مندی ها (Bookmarks)