به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

موضوع: یک درد کهنه

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 خرداد 90 [ 19:59]
    تاریخ عضویت
    1390-3-12
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    1,319
    سطح
    20
    Points: 1,319, Level: 20
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 4 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    یک درد کهنه

    سلام.قبل از هر چیز از این که وقت تان را برای کمک به من گذاشتین تشکر می کنم.و یک راست مشکلم را با شما مطرح می کنم.14 سال هست که ازدواج کرده ام.شوهرم در زمان مجردی با دوستاش فیلم پورنو می دیده اند وبعد که ماهواره روی کار اومد مدت ها با هم سر خریدنش جنگ و جدل داشتیم.به دو دلیل من مقاومت می کردم.اول این که می دونستم چه استفاده ای می خواد بکنه چون امتحانش را پس داده بود دوم این می خواستم وقتی بچه دار می شیم بچه ام تربیت مذهبی داشته باشه.از نظر من بچه ای که پای ماهواره بزرگ بشه بی بند و باری براش ملکه میشه.خلاصه تشویقش کردم که کامپیوتر بخریم.و چندین بار مچش را گرفتم که یواشکی می رفت سراغ صفحه ها و فیلم های سکسی.نمی دونم چرا من از هیچ چیز براش کم نذاشته بودم و با سختی های زندگیش ساخته بودم و بیشتر از لیاقتش بهش عشق ورزیده بودم.دیگه کم کم یا از ترس من بود یا چیز دیگه گذاشت کنار.حالا بعد از 14 سال دو تا بچه داریم .خودش هم اون قدر مومن شده که جایی که زن بی حجاب باشه سعی می کنه نرهو نماز اول وقتشو ترک نمی کنه و من همه چیز را فراموش کرده بودم.تا اینکه چند روز پیش آب گرم کنمون خراب بود و روز قبلش من با آب سرد مجبور شده بودم حمام برم که خواسته شوهرم را اجرا کنم.فرداش دوباره با اون شرایط و در حالی که چون دیر از بیرون اومده بود خونه و یک خبر به من نداده بود و تا چهار و نیم منتظرش بودم و طبعا ازش ناراحت بودم باز می خواست من را بفرسته زیر آب یخ و و قتی مخالفتم را دید شروع کرد به داد و هوار به طوری که بچه ها شنیدند و من را از اطاق کرد بیرون و کامپیوترش را برد تو اطاق و در را قفل کرد باورتان میشه 6 ساعت از اطاق بیرون نیامد .حتی من بچه ها را ورداشتم بردم تو پارکینگمون که شاید بیاد بیرون ولی تمام مدت تو اطاق بود و پاش را توی هال نذاشت.فردا صبحش رفتم سراغ کامپیوترش و دیدم بله روز از نو آقای جانماز آب بکش رفته سراغ خاطرات جوانی اش!چرا ؟یعنی اگر یک روز به خاطر نداشتن حمام من بهش بگم نه باید 6 ساعت بره تو اطاق و سراغ این چیزا؟
    حالا من موندم و یک رابطه ترک خورده و کلی بی اعتمادی.شوهرم پزشکه و زن ها و دختر های زیادی سر و کار داره.کلا یک جوری رفتار می کنه که آدم بهش شک می کنه.تا حالا 3 باری هم براش حرف در اوردن و حتی یک بار شکایتش کرده بودند که اعمال خلاف شرع انجام میده!خودش می گه دروغه.تو دو سه سال اخیر چون مومن شده بود خیالم راحت بود ولی بهم ثابت کرد که همون آدم تنوع طلب قبلی هست.شاید ربطی نداشته باشه ولی داداشش بعد از 24 سال زندگی با یک زن دیگه ریخته رو هم .لطفا من را راهنمایی کنید و اگر تقصیری دارم بهم بگید.می بخشید سرتان را به درد آوردم.این را هم بگم شوهرم 41 ساله است و من یک ونیم سال ازش کوچک ترم

  2. 3 کاربر از پست مفید مدد جو تشکرکرده اند .

    مدد جو (پنجشنبه 12 خرداد 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.