نقل قول نوشته اصلی توسط sci
سلام برادر خوبم
چندي پيش براي شما چند خطي نوشتم...
چرا اينقدر به هم ريخته ايد؟ قراره چه اتفاقي بيافته!؟!
اصلا فكر كنيد كه روابط شما با اين خانوم جور نشد و طلاق رخ داد... مي دونم فكر ناراحت كننده اي هست! اما باهاش مواجه بشيد...
تاپيك شما رو دنبال كردم متوجه شدم مه دو دسته افكار شما رو اذيت مي كنند:
دسته اول : افكار منفي كه در ذهن سطحي شما دور مي زنند... اونها رو متوقف كنيد! با صداي بلند بهشون بگيد استپ!!!!‌اون فكرها شما نمي گذارند شما موفق شويد و صحبتهاي مشاور رو درك كنيد
دسته دوم: افكار استرس زا! مثل طلاق... مثل مهريه... با اين افكار مواجه بشيد! اونها رو سركوب نكنيد!
در پست زير شيوه اين مواجهه را گفتم:
شيوه مواجهه
حتما مشاور خود رو در رابطه با اين افكارتون در جريان قرار بدهيد..



خیلی ممنون از راهنماییت
اما وقتی با خانمم صحبت میکنم و میگه که من نمیتونم تغیییر کنم خودت باید تغیییر کنی نمیدونم چی کار کنم و چی جواب بدم
من حاضرم تغییر کنم دلم برای زندگیم میسوزه اما خانمم اصلا نمی خواد تغییر کنه و براش مهم نیست که چی میشه
تو زندگی زناشویی باید یکی از زوجین کمی کوتاه بیاد من حاضرم کوتاه بیام اما خانمم میگه خودت میدونی خودت باید کوتاه بیایی
مثل اینکه من رو دوست نداشته باشه بخواد از سرش باز کنه و مشکلات خودش رو بندازه گردن یه نفر دیگه . اونجوریه .