نقل قول نوشته اصلی توسط m25teh
من هم دارم تو رفتارم این تغیرات رو لحاظ میکنم و نتیجه خوبی هم داده

عزيز دل ، در صورت تغيير بي اختيار لحن گفتار و نوشتار شما هم تغيير مي كند.

راستي تغيير كني كه چي بشه ؟ يادت باشه تغيير كردن قرار نيست معجزه بشه و شما از اين رو به اون رو بشي .

هدف اين هست كه شما در لحظه تصميم درست بگيري و درست برخورد كني .

هدف اين هست كه شما بدوني از زندگي چي ميخواي و البته با كولي گرفتن از اين و اون به اهدافت نرسي .

هدف اين هست كه شما هميشه آرامش رو با خودت همراه كني چه در تاريك ترين نقطه دنيا و چه در روشن ترين نقطه دنيا

هدف اين هست كه شما ، به معيارهاي خودت نظم و انضباط بدهي و بداني چه چيزي در اولويت است و چه چيزي نيست .

هدف اين هست كه خود من ، از بند بند اين مسائل كه مطرح ميشه درس عبرت گرفته و در زندگي ام استفاده كنم .

باتشكر

دوست من سلام

هدف من از زندگی مشترک چیزی بوده که الان ندارم این هدف من نبوده
نامزدی بهترین دوران زندگی زوجین هستش ولی برای من بد ترین دوران زندگیمه من اصلا روزهای خوبی رو ندارم من همیشه فکر میکردم که زوجین در دوران نامزدی با هم خوشن اما من اصلا خوش نیستم البته نمی خوام منفی بافی کنم ولی من هم دل دارم من هم یه چیز هایی رو می خواهم که خانمم به من نمیده منظورم مسائل جنسی نیست منظورم چیز های دیگه است من به توصیه شما رفتار مردانه رو پیش گرفتم و ظاهرا خانمم هم راضیه که من مثل سابق بهش گیر نمی دم و اون رو به حال خودش واگذار کردم اما خودم نه راضی نیستم
اصلا بهش نمی گم بریم بیرون البته اصلا دوست نداره با من بیاد بیرون و همیشه میگه من خستم
اصلا ازش خواسته های جنسی ندارم با اینکه زن قانونی و رسمی منه
اصلا ازش توقع هیچ چیزی ندارم
می خوام ببینم خودش کی میشه که اعلام نیاز کنه
اما هیچ چیزی نمیبینم
دیروز که داشتم تلفنی صحبت میکردم به من گفت که من و تو هیچ گونه تفاهم و درک متقابل از هم نداریم من هم گفتم آره قبول دارم اون هم گفت ما با هم خیلی فرق داریم من هم گفتم آره
خودش هم میدونه که ما به درد هم دیگه نمیخوریم اما انقدر مغرروه که نمی خواد بگه بریم جدا شیم و من هم دوستش دارم و نمیتونم بهش بگم که جدا شیم
نمی دونم به کجا میرسم نمیدونم چی میخوام
معیار های ازدواجم رنگ باخته
اون چیز هایی که برام مهم بوده دیگه نیست
حتی عشق علاقه ای که به خانمم داشتم و دیگه مثل سابق دوستش ندارم

من فقط به زمان دل خوشم
امیدوارم که زمان خودش همه چیز رو حل کنه
اما میدونم که من مهارت کنترل بحران رو ندارم