قسمت بیست و هشتم
آیا به تصمیمات گذشته و اعتقاداتت نگاه کردی ؟
آیا وقتی به الگوی تصمیمات گذشته خودتان نگاه می کنید متوجه این عقیده که چقدر شایستگی دارید نمی شوید ؟
به خاطر داشته باشید که منظورم از عقیده چیزی بیشتر از فکر کردن به شایستگی است .
تقریباً همه به طور خودآگاه فکر می کنند که شایستگی بیشتری دارند ، ولی واقعاً شما چه عقیده ای داری ؟
( عمل شما نشانه عقیده شماست )
آیا اعمال شما نشانگر آنند که عقیده به شایستگی بیشتر خود در تمام زمینه های زندگی - چه حرفه ای و چه شخصی – دارید ؟ اگر نه ، چرا نه ؟
آیا به این علت که دنیای محل رشد و نمو است ، مار ا بیشتر از مردم دیگر به انکار خود تشویق می کند ؟
شخصی که عادت به درست اندیشیدن دارد ممکن است بپرسد :
چرا من باید بیشتر از دیگران شایسته باشم ؟
این سئوال یک نکته مهم را نادیده می گیرد و آن اینکه بهتر بودن از دیگران مد نظر نیست بلکه بهتر از آنچه در باره خو انجام می دهیم مورد نظراست ، هر کسی این شایستگی را دارد .یعنی معتقد باشیم شایستگی من بیشتر از آنچه هست که در باره خود عمل می کنم .
اکنون تصدیق می کنید که کردارتان گاه چنان است که گویی واقعاً اعتقاد ندارید که بیشتر از این شایستگی دارید ؟
شاد علت آنکه بیشتر مردم به طور پنهانی این عقیده ( که شایستگی بیشتری ندارند ) را دارند که البته منکر آن حتی نزد خودشان هستند ، این باشد که فکر می کنند چه جور شخصی خواهند بود اگر شایستگی بیشتری داشته باشند ؟ ( و تصور شایستگی بیشتر ازآنچه عمل می کنند برایشان سخت است حد و وسعت آنرا زیاد دیده و خود را ناتوان از تغییر و ارتقاء عمل به آن حد می ببینند )
مردم این موضوع را به روشهای گوناگون تجربه می کنند . بعضی در کارشان موفقند ولی نه در خانه ، یا برعکس . طوری که گویی موفقیت در هر دو برایشان زیاد است . بعضی این عقیده پنهانی را در مواقع معین در زندگیشان بکار می گیرند و دیگران همواره این کار را می کنند ، برای آنکه همیشه نگران هستند .
چرا این کار را می کنیم ؟
.







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)