نوشته اصلی توسط سرافراز
سلام
واقعا خانمها همانند یک اقیانوس ناشناخته هستن که هرچی میری جلوتر میبینی هنوز خیلی مونده تا بشناسیشون
اما من گوش هام رو نسبت به توهین های خانمم بستم
اصلا نمیشنوم چی میگه یا خودم رو میزنم به اون راه
جدیدا به من میگه "لطفا گوسفند نباش"
ولی خداییش خودش هرچی دلش بخواد به من میگه اما کسی جز حودش حق نداره به من بگه بالای چشمت ابرو چند بار تو جمع خانوادگیشون به کسی اجازه نمیده حتی با من شوخی بکنن اما جنبه بالایی دارم و اصلا ناراحت نمیشم
از توهین های خانمم ناراحت نمیشم و حرفهایی که به من میزنه رو به قول دوستم SCI برعکسش میکنم و تازه متوجه میشم که چی میگه
ولی یذره داشتم ناامید میشدم و پیش خودم گفتم تلاشم فایده نداره و هرچی تلاش میکنم که دلش رو به دست بیارم موفق نمیشم همین که داشتم دلسرد میشدم یاد حرفهایی که تو پست 1 زده بودم افتادم و دوباره انگیزه گرفتم و دوست دارم که حداقل سر حرفی که خودم زده ام بمونم تا به نتیجه برسم
ولی در مورد فرهاد و کوه کندنش یه دفعه به خانمم گفتم که یه چیزی میگم پیش خودمون باشه به کسی نگی هاگفتش نه بگو گفتم
میدونستی بیستون رو من برای تو کنده بودم ولی دیدم فرهاد خیلی کارش گیر کرده گفتم بیافرهاد بیستون مال تو باشه به همه هم بگو خودم کندم فرهاد هم از من تشکر کرد و به همه گفت خودم کندم حالا تو هم به کسی نگو که نامزدت برای تو کنده حواست باشه ! یدفعه خانمم ناراحت شد و عصبانی شد گفت از این لاف زدن هاته که خوشم نمیاد واسه چی لاف میزنی همه فروردینی ها لاف زن هستن اما تو روی همشون رو سفید کردی من هم همینجوری موندم که ببینم چی شد![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)