خارپشت عزیز

دوستی قبل ازدواج رو مرددم که درسته یا خیر
اونم بخاطر مشکلات و اعصاب خوردی هایی که کشیدم
اما از یه نظرم برای شخص من خوب بوده چون حداقل می تونم با اطمینان بیشتری انتخاب کنم و همه جانبه برسی کنم
نمونه ش همون موردی که تو 20 سالگی برام بوجود اومد, اگه پدرم ردش نمی کرد من باهاش ازدواج می کردم چون نماز خون بود و اونموقع من هم نماز خون بودم و اینکه رفتارهاش به نظرم منطقی جلوه می کرد اما با اون پیشنهادش متوجه شدم که حتما با خیلی ها بوده و تردید کردم که بتونم آینده ی خوبی باهاش داشته باشم.

اما اگه نامزد کنم چی؟ باید بدون شناخت کامل برم سر زندگی؟ بیچاره یکی از دخترای فامیل نامزد کرد و واسه اینکه خانوادش از حرف بقیه ناراحت نشن عقد و ازدواج و آخرشم رسید به طلاق و اونقدر بعد طلاق حرف شنید که دوباره ازدواج کرد نمی خوام ریسک کنم ابدا, خودت که وضعیت زندگی من رو می دونی, ترس تمام وجودم رو گرفته از آینده و اینکه با فامیل هایی که داریم طلاق بگیرم باید به عالم و آدم جواب پس بدم و هزار تا فکرم می کنن و ببخشید آدم رو خراب می دونن(ببخشید).

رابطه ی جنسی قبل ازدواج از اونجا برام غیر قابل تحمله که وقتی کسی یه بار مزش رو بچشه دیگه براش عادی می شه و از قید و بند خارج می شه اونوقت بعد ازدواج هم براش فرقی نمی کنه چون خیلی عادیه و اینکه در مورد روابط جنسی کسایی که به سمتش می رن چون با آدمای مختلف بودن نمی تونن به یک نفر پایبندی داشته باشن (منظورم کلشون نیت اما اکثریت اینجوری هستند)اما در مورد روابط عاطفی (که من درگیرش نیستم و فقط یه دوستی معمولیه) فرق می کنه, ما با خیلی ها روابط عاطفی داریم, مثلا اعضای خانواده, دوستان و ... اما کنترل کردنش تو رابطه ی پسر و دختر می دونم که دشوارتره و ممکنه به روابط جنسی بکشه و خدا رو شکر در بحث من و ایشون نمی گنجه چون کاملا کنترل شدست.
گفتید حسادت... باکی ندارم بگم که حسادت هم هست اما کمرنگ تر از موردیه که عرض کردم.

خارپشت در مورد اعتقاداتم حرف زیاده اگه بخوام بگم اما دنبال توجیح نیستم, فقط این رو می گم که هر انسانی اعتقادات خاص خودش رو داره و قابل احترامه و من هم دوستی م با کسی هست که اعتقاداتمون تو یه مسیره و از لحاظ اعتقادی به مشکل نمی خوریم و بهتر اینه که هر کسی با طرفش هم اعتقاد باشه این نظر منه و کاملا شخصیه و نظر شما هم برام محترمه.





راستی

بالاتر از خدا هم هست؟
من به خدا اعتقاد دارم و همین اعتقاد باعث شده که راه کج نرم
آیا خدا کافی نیست؟