به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 49

Threaded View

  1. #22
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 15:49]
    تاریخ عضویت
    1390-2-11
    نوشته ها
    1,002
    امتیاز
    17,617
    سطح
    84
    Points: 17,617, Level: 84
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 233
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    3,189

    تشکرشده 3,297 در 818 پست

    Rep Power
    116
    Array

    RE: اشتباه کردم ازدواج کردم؟؟

    دیشب شوهرم گفت فکر نکنی این همه بهت گیر می دم یه ذره از دوست داشتنم کم شده نه .فقط دیگه با وضع خونه دوست ندارم بیام خونه
    اما مثل قبل دوست دارم
    بچه ها چون جدیدا اینقدر گیر می ده دستم به کار نمی ره من از گیر دادن متنفرم
    همونطور که گفتم من مشکلن فقط درسم نیست یا شلختگی یکی دیگه از بی مهارتیم زود جوش اوردنمه تحمل مشکل ندارم.یه جور می گم مشکل من تحمل بی محلی رو هم ندارم.جمعه عروسی دختر عموی شوهری بود مادر شوهرم که تو این مجالس شرکت نمی کنه وقتی قرار شد بریم عروس خانم رو بذاریم خونش (مجالس ما مختلط نیست)همون لحظه شوهرم تماس گرفت منم فکر کردم می گه زود بیا بیرون بریم جا نمونیم به خاطره همین گفتم اومدم اون گفت کجا من رفتم خونه ماشینمو دادم دست عمو جان(آخه مادرش بعد فوت پدر با عموش ازدواج کرده) منو میگید چاقو میزدید خونم در نمی یومد گوشی قطع کردم عصبانی بودم بهش پیام دادم خاک تو سره من که شوهرم با نامحرم ولم کرده رفته(دردم یه چی دیگه بود)گفتم آقا ...زن فقط برای ارضا کردن نیست.
    تا برسیم خونه 1 ساعتی طول کشید بیچاره چند بار به عمو جان زنگ زد کی می رسید؟
    بالاخره رسیدیم تا ماشینو بیاره تو اومدم تو دیدم ظرفا که از قبل مونده بود شسته همه رو برداشتم دوباره گذاشتم ظرف شویی بعد رفتم اتاق خواب گریه کردم اومد منو دید اول نیومد دید آروم نمی شم اومد کنارم گفت ببخشید رفتم حیاط اومد گفت لباست نازکه بیا تو .گوش نکردم گفت من حیاط می مونم تو برو تو .بهش نگاه کردم بهش گفتم دیگه دوست ندارم دید از پسم بر نمی یاد رفت تو بعد 10دقیقه رفتم تو پیشش بعده این همه خرابکاری (با کلی سانسور گفتم سرتون درد نیاد وگرنه تا برسیم به این مرحله خیلی طول کشید)تازه بهش گفتم چقدر پیش خودم کوچیک شدم .پیش بقیه و ...گفت چون امتحان داشتم اومدم ....
    ببینید اصلا تحمل ندارم حتی تحمل قهر .منی که اونقدر عصبانی بودم حتی تو فکرم تا رفتن خونه مامانم برای قهر رفته بودم رفتم خودم گفتم ببخشید به خاطره کارام.البته هنوزم کارش توجیه نشده.

  2. 2 کاربر از پست مفید رایحه عشق تشکرکرده اند .

    رایحه عشق (سه شنبه 07 تیر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من برگشتم و یه کار خلاف قوانین تالار کردم.چیکار کنم؟؟
    توسط Somebody20 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 16 خرداد 93, 18:23
  2. نمی دونم دوسش دارم یانه!؟؟ و البته اونم منو دوست داره!؟؟
    توسط ramin_ad در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 بهمن 92, 00:16
  3. رفتارهاي كلي من در برابر خانواده ي شوهرم چه جوري باشه؟؟
    توسط مريم.م در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 مهر 90, 00:51
  4. آیا به یه خاین حق میدین؟؟
    توسط sogand در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 شهریور 90, 23:01
  5. چکار کنم شوهرم یار و همراهم بشه؟؟
    توسط مهسان-م در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 21:22

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.