دوست های خوب هم تالاری
من یک سوال از شما دارم
ایا یک انسان حق نداره زندگیشو جوری که ارزوشو داشت بسازه؟
به نظر شما حد تحمل یک ادم باید بی نهایت باشه؟
نمی دونم چرا اینقدر طلاق رو نهی میکنید
همه میدونن جدایی چقدر بده و عرش خدا رو به لرزه در میاره
اما مگر خدا طلاق رو خودش نگذاشته؟
مثلا توی تاپیک ابوذر 95 درصد پیشنهادها این بود که برو و سعی کن زنتو دوست داشته باشی
من اصلا و ابدا قصد دفاع از اون اقا رو ندارم
اتفاقا کاملا از نظر من هم محکومه
اما به نظر شما شدنیه؟کاملا مشخص بود که این اقا از خانمش تنفر داره
من می دونم که قصد همه 100 درصد خیره توی این تالار
ولی شما میخواهید یک کار نشدنی رو اینجا انجام بدید؟
تنفر رو تبدیل به عشق کنید؟
ایا به نظر شما این دختر هر روز با طرز فکر شوهرش(تنفر) روبرو باشه براش زجر آور تره
یا طلاق بگیره تنهایی رو تحمل کنه و امید به آینده داشته باشه؟
شاید برای او هم زندگی بهتری همراه با عشق فراهم شد
در مورد این تاپیک هم البته معتقد به طلاق نیستم چون مدت کمی از این عقد گذشته و شاید واقعا رفتارهای خانم آقای mta ناشی از رابطه شکست خورده قبلی باشه (البته من اینطور فکر نمیکنم)ولی بعضی از ارسال ها به نظر من ساده انگارانه است
اونجاهایی که بدترین رفتار این خانم عشق تفسیر میشه
یه سوال هم از اقای sci و بقیه کارشناسای محترم تالار دارم
واقعا به نظر شما رفتار این خانم قابل اصلاحه؟
یعنی با ارائه این راهکارها یه زمانی میاد که کلا این رفتارهارو کنار خواهد گذاشت و به همسرش احترام می ذاره؟
اگر پاسخ مثبته که جای بحثی از طرف من نمی مونه
ولی از نظر من(البته من درباره روانشناسی هیچ اطلاعی ندارم فقط از روی انسانهای اطرافم و نظر شخصیم اینو میگم) از نظر من جواب منفیه
حالا سوال اینجاست که به نظر شما تحمل تحقیر در هر شرایطی و تا ابد خوبه و قابل توجیه؟
نظر من اینه رابطه ای که احترام توش جایی نداشته باشه قابل اصلاح نیست
اقای مدیر من این پستو یه ربع فکر کردم که ارسال کنم یا نه
ترسیدم که باعث دلسردی بشه
اگر این طوره خواهش میکنم پاکش کنید








علاقه مندی ها (Bookmarks)