آرامش عزیزم این همه ناامید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟
بزار رک بگم مقصر تویی و بس دنبال کس دیگه ای هم نگرد. آخه دورت بگردم تو بعد اون همه عذاب پاشدی رفتی خونه مادر شوهرت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ الانم دوباره داری تکرارش میکنی؟؟؟؟؟؟/ میگی برگردی پیش جاریت؟
عزیزم این راهش نیست یه ماموریت البته یه کم طولانی اما ارزششو داره
اولا تا جایی که امکان داره به شوهرت نزدیک شو بهش محبت کن سعی کن جای همه را براش بگیری ریز نمیشم اما حتی توی نوع روژت هم تجدید نظر کن ببین اون چی میخواد و.............
دوما اسم کسی را نیار جاری و مادر شوهر و............ خودت باش با اعتماد به نفس ثابت کن بهش فقظ اونه که روت تاثیر داره نه هیچ کس دیگه
ضمنا یادت باشه مردا تا جایی تلاش میکنند که زناشون ازشون انتظار دارن پس نگو نمیتونه ، نمیتونه جون میدونه تو به همین قانعی ، نمیگم نباش اما مثلا یه مدت فقط بگو عزیزم همین تلاشت واسه من یه دنیا ارزش داره اما کم کم بگو که ما میتونیم با خانواده ات باشیم ولی اگه بچه بیاد یه کم سخت میشه با یه اتاق خلاصه آروم آروم حرفات را بزن خودتم متوجه نمیشی کی و چه جوری شوهرت از این رو به اون رو میشه
خلاصه بعد یه مدت شوهر میشه موم حالا هرجور خواستی حالتش میدی اینا را از سر تجربه 2 ساله ام میگم و جهنمی که مادر شوهرم برام ساخته بود باور کن میشه فقط ناامید نباش
به امید فردایی بهتر برای همه








علاقه مندی ها (Bookmarks)