"فكر كن كه چرا دلت مي خواهد كه باورهاي ذهني خودت را كه هيچ گارانتي بر درست و نادرستي آن وجود ندارد ، به ديگران منتقل كني و آنها را وارد چارچوبهاي از پيش تعيين شده ي خودت بياري"
شاید برای اینکه اون باور ذهنی رو باور کردم. و به دنبال گزینه هایی رفتم که اون باور رو تایید کردند و اون گزینه ها رو پررنگ کردم و الگو قرار دادم و به اساس درستی یا نادرستی اصل مطلب فکر نکردم و تقویتش کردم.
آیا تمام آن چیزی که بهم رسیده از جامعه، دوست و خانواده غلط بوده؟
ديدگاهت را از ازدواج بنويس .[color=#000000]
من فکر می کنم ازدواج یه رابطه دوطرفه ست که دو تا انسان، مثل دو تا دوست به همدیگه کمک میکنند که رشد کنند! این رشد میتونه جنبه ی مادی و معنوی داشته باشه! دو تا انسان که دست به دست هم میدن که با هم برن بالاتر! همدیگر رو تقویت میکنند که با احساس آرامش و امنیت و عشقی که بهم میدن باعث رشد هم میشن!
يك ازدواج اهداف شخصي و اهداف جمعي دارد . اهداف شخصي خودت را شناسايي كن
[color=#0000CD]اهداف شخصی من از ازدواج
1. برای اینکه منبع مالی داشته باشم که ساپورتم کنه!
2. نیازه به محبت کردن و محبت دیدنم رو برطرف کنه!
3. یه امنیت روانی برام فراهم بشه!
4. تجربه ی عاشق شدن و عاشق بودن رو داشته باشم!
5. و اینکه دنیا رو از دریچه ی نگاه یه جوون دیگه هم ببینم برای به دست آوردن تجربه های تازه تر!
و البته مسئله ی رابطه ی فیزیکی با کسی که شرعا همسرم هست!
نمی دونم یه ازدواج میتونه چه اهداف جمعی رو در بر داشته باشه؟! اما من احساس می کنم اینها میتونه نمونه ای از اهداف جمعی ازدواج باشه!
شاید مثل به ثمر رسیدن دو تا گل باشه!
احساس خوشبختی که میتونی داشته باشی و انتقالش بدی!
و کم کردن مسئولیت های فردیت از دوش خانواده و پذیرفتن مسئولیت اعمال و کارهای خودت!










علاقه مندی ها (Bookmarks)