دوستان اگه یادتون باشه قبلا در مورد نفوذ و تاثیر کلام مادرشوهرم روی شوهرم گفته بودم و همینطور که خیلی نسبت به من و زندگیم دوستانه عمل نمی کنند و همه جا نهایت بی احترامی و توهین رو در مورد من ابراز می کنن!

چند روز پیش بابت مطلبی بهش زنگ زده بودم و در نهایت احترام و ادب باهاش صحبت کردم. بین حرفا از حالم جویا شد و گفتم خیلی وضعیتم خوب نیست و به شدت کمردرد دارم. بگذریم که اولش گفت که اینها همش عوض هستش و یعنی که بدی کردی و الان داری بدی می بینی!!!! (حالا نمی دونم من چه بدی در حقش کردم!)

بعدشم گفت که روزی یه لیوان گل گاوزبون دم کن و با نبات بخور. به مامانت هم بگو.
منم پرسیدم و مامانم گفت که گل گاو زبون اصلا خوب نیست و حتی ممکنه بابت سقط جنین بشه و حتی اگه کسی پریود نشه بهش تجویز می کنن. من هم خیلی ادامه ندادم.
از یه سایت پزشکی هم سوال کردم که جواب داد؛
"دوست عزیز! گل گاو زبان را در بارداری اصلاً نباید استفاده کنید!"

حالا با این اوصاف موندم که مادرشوهر من با داشتن کلی بچه و نوه و نتیجه، واقعا اینقدر نمی دونه؟! یا می دونه و مخصوصا گفته که این بچه دنیا نیاد؟!
خیلی فکرم مشغول شده و دلم می خواد بفهم که واقعیت چی بوده، دشمنی یا نادونی؟!
چون بحث یه روز دو روز که نیست. بحث یه عمره و من باید طرفمم رو بشناسم که تا چه حد با من سر دشمنی داره و چقدر در قبالشون محتاط باشم.
اما نمی دونم چجوری بفهمم!
شما ایده ای تو این باره دارین؟