ممنون از دوست عزیز خانم مهربونی. البته که می خواهم با یک ایرانی ازدواج کنم چون از نظر ظاهری هم که حساب کنیم ایرانیان جزء ملل جذاب و خوش قیافه محسوب می شوند. از نظر اشتراک فرهنگی و زبانی هم که مشخصه ایرانی مرجحه!
راستش همیشه تو ذهنم این بوده که خودم یک جایی فرد مورد نظرم رو ببینم و آشنا بشم و فکر می کنم که هر چقدر هم مورد معرفی بشه فرد مورد نظر من نباشه . یه جورایی از این سبک خوشم نمیامد ولی انگار جزء معدود راههای باقی مانده ست و ازش گریزی نیست. بله مادر و خاله و دختر خاله و زن دایی دارم. مثالی هم که شما در مورد سفر زدید تقریباً همونیه که من گفتم یعنی با یک سفر مقصود اصلی حاصل شده و فرد مورد نظر پیدا شده ولی در اون مثال اگر اون آقا هیچ کدام از موارد معرفی شده مطلوبش نبود می بایست باز این سفرها را تکرار می کردو روز از نو روزی از نو.
بعدش هم از نظر مخارج در حد یک زندگی عادی و رفع مایحتاج ضروری و یک زندگی معمولی در حد توانم است اما خوب اگر خانمی بوده که از امکانات وسیعی برخوردار بوده و توقع داشته باشه در خارج از کشور همون امکانات بی حد و حصر همان اوایل کار بر قرار باشد مناسب من نیست. من اصولاً با دختر خانمی که از شوهر آینده اش همه ی امکانات را بی حد و حصر در همان اوایل زندگی طلب کند مشکل دارم... پس سهم او در این زندگی چیست؟ آیا اگر همه چیز در حد اعلی وجود داشته باشد پس از تشکیل زندگی انگیزه ای برای تلاش و تکاپو برای پیشرفت باقی می ماند؟
به نظر شما آیا خوب است سایت های اجتماعی مثل سایت های همسریابی و یا حتی فیس بوک را برای یافتن فرد مورد نظر جستجو کنم یا همان روش معرفی سنتی بهتر است؟ اگر افراد معرفی شده مورد پسند نباشند چه؟
دوست عزیز آقای آیدین ممنون از پاسخ شما. ولی توقع داشتم مباحث در چار چوب مشکلی باشه که عنوان کردم. دوست گرامی من هیچ عنصر گم شده ای ندارم و خیلی هم از زندگیم راضی هستم. شاید مشکل شما اینه که فکر می کنید با یک آدم غیر مطلع طرفید. نه دوست عزیز. اینجا ظرفیت بحث هایی که شما مطرح کردید را ندارد و لزومی هم نمی بینم وارد بحث در این حوزه شوم. امیدوارم دیگر مباحثی این چنینی مطرح نشود و دوستان راجع به دغدغه ی اصلی بحث کنند چون همانطور که عرض کردم مجالی برای پاسخ گویی نیست و از ظرفیت این محفل خارج است.








علاقه مندی ها (Bookmarks)