به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 38

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیلی فوری، لطفاً کمک کنید

    نقل قول نوشته اصلی توسط tanha.aziz

    من با کسی ازدواج کردم که از نظر مالی در حد عالی هستن خیلی بالا
    البته خودم هم کم ندارم به اندازه خودم دارم یه خونه یه شغل دولتی و در حد خودم بد نیست خدا رو شکر
    اما خانواده خانمم از نظر مالی خیلی خیلی از ما بالاتر هستن
    اما من و خانمم ذره ای تفاهم نداریم
    حرف هم رو نمی فهمیم
    2 کلمه حرف عادی نمیتونیم با هم بزنیم
    با اینکه در دوران عقد هستیم یک ماه پیش یه کشیده از خانمم خوردم تمام ستاره ها دور سرم میچرخیدن و هنوزم که هنوزه جاش درد میکنه

    بخدا ازدواج دختر پول دار خوشبختی نمیاره
    حاضر بودم خانمم هیچی نداشت اما یه آدم منطقی بود که میشد باهاش صحبت کرد و خوش بود هیچ توقعی ازش ندارم فقط با هم خوش باشیم همه جوره هم کوتاه اومدم اما نشد



    واقعاً ممنون از نظر شما.
    چند بار تا الان نظر شما رو خوندم و دارم روش فکر می کنم اما یه سوال دارم که البته خیلی مرتنط با تاپیک نیست همین جوری واسم پیش اومده. . شما که اینطوری میگی چرا از اول نرفتی اونجور خانمی رو بگیری؟ چرا خانمتون رو انتخاب کردید؟ مگه خانم شما از اول نمی گفت که شوهرشو دوس داره و واسه شوهرش هر کاری می کنه؟ البته اگه اشکالی نداره .
    کلاً هم واسم سواله که چرا انجوری میشه؟ من تقریباً همه دخترهایی که تو دوران تحصیل دیدم طرز فکرشون اینجوری بود که باید هرنوع فداکاری رو واسه شوهرشون بکنند. خوب یعنی این ها بعد ازدواج عوض میشند؟



    سلام دوست من
    جریان من یکمی طولانیه
    راستش رو بخواهی روزی صد بار با خودم مرور میکنم
    انتخابی که داشتم و شرایطی رو که توش قرار گرفته بودم خیلی فرق میکنه
    دوست داشتی برو تاپیک های من رو بخون
    خانم من مشکل روحی روانی داره و اون زمان نشون نمیداد و قبول نمیکرد هنوز که هنوزه به این باور نرسیده که باید خودش رو درمان کنه و ما در حال جدا شدن هستیم
    دوست من زمانی که من به خواستگاری خانمم رفتم اصلا نمیدونستم که از نظر مالی چقدر دارن و کلا بی اطلاع بودم
    خانمم هم تو آشنایی هیچی نگفتن ولی از سر و وضعش معلوم بود که وضعیتشون بد نیست و من هم در حد خودم بد نیستم اما شب خواستگاری بود که فهمیدم پدر خانمم چه وضعیت مالی دارن و همچنین فهمیدم که خانمم به نام خودش خونه داره ماشین داره مغازه داره و یه حساب بانکی که کسی از موجودیش خبر نداره فکر نمیکردم که قبول کنند اصلا فکرش رو هم نمیکردم و با خدای خودم گفتم که هرچی قسمت باشه همون بشه و چون ازدواج ما سنتی بود من هم وابسته نشده بودم همه چیز رو سپردم به قسمت و پدر خانمم 3 روز بعد از خواستگاری به ما خبر دادن که برای مراسم بله برون تشریف بیارید و گفتن قبلش باید با من خصوصی صحبت کنند من هم قبول کردم رفتم پدر خانمم من رو برد به گاوداری خودش و گفت که برای من پول مهم نیست و انقدر دارم که تا آخر عمر میتونم خرج همه رو بدم برای پدر خانمم یه آدم سالم و صادق که اهل زندگی باشه و آدم درست می خواست و خودش اومده بود تحقیق و من رو تائید کرده بود گفت که تو زندگی کمکت میکنم نمیزارم اینجا باشی و باید از باجناقهات و برادر خانمات کمتر نباشی من هم مونده بودم چی بگم و قبول کردم اون هم یه ماشین برای عید به من کادو داد که هیچوقت سوارش نشدم و 1 ماه پیش هم یه واحد آپارتمان داد که بریم اونجا زندگی کنیم در صورتی که من خودم خونه دارم
    اما چه فایده که اصل قضیه خانمم مشکل داره و ما همیشه در حال قهر و آشتی هستیم و از زمان آشنایی با خانمم تا الان یه روز خوش نداشتیم حالا خوبه که هنوز مراسم عروسی رو نگرفتیم و سر خونه زندگیمون نرفتیم من هم خونه و ماشین و پولهای پدر خانمم رو گذاشتم و میگم که هیچ کدوم رو نمیخواهم ولی خانمم اخلاقش رو درست کنه

    این خلاصه زندگی منه
    میبینی که پول خوشبختی نمیاره
    بخدا حاضرم که خانم هیچ کدوم از اینها رو نداشت ولی در عوض یکمی فقط یکمی با هم خوب بودیم
    میدونی من حسرت اینو دارم که یه دفعه با خانمم برم رستوران و اون غذا نخورده قهر نکنه و شروع به داد و بیداد نکنه بیاد بیرون
    این زوج های جون که با هم خوش هستن رو میبینم حسرت میخورم اما چه میشه کرد قسمت این بوده
    این هم یکی امتحان های خداوند که امیدوارم سربلند بیرون بیام

    ببین من یه چیزی بهت میگم ناراحت نشی ها
    من خودم شخصا آرزوی داشتن یه خانم مثل خانم تو رو داشتم
    یه ذره قدر خانمت رو بدون
    بخدا دختر خیلی خوبیه
    خیال میکنی خوشبختی چیه
    همینه دیگه
    منطقی و آرام و صبور باش و تصمیم درستی بگیر

  2. 4 کاربر از پست مفید mta تشکرکرده اند .

    mta (یکشنبه 21 اسفند 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. فحاشی، حمله و بی احترامیهای همسرم!
    توسط fgh در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: شنبه 17 مهر 95, 15:04
  2. افسردگی، عدم اعتماد به نفس،مشکل در هدف گذاری، ترس و افکار منفی
    توسط tanhaeii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 آذر 94, 20:47
  3. برطرف کردن افکار منفی، با تمرین های کاربردی آقای sci
    توسط میشل در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 24 آبان 92, 10:22
  4. پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: جمعه 13 مرداد 91, 19:56
  5. مشکل من با همسرم ( افسردگی، بی توجهی، جنسی ) بعد از رفتن به مشاور
    توسط نیلا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 85
    آخرين نوشته: دوشنبه 05 اردیبهشت 90, 13:15

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.