نوشته اصلی توسط سرافراز
تا ما رفتیم یه آبی به سر و صورتمون بزنیم آتیش زیر صندلی کم شد! نکنه یواشکی کولری چیزی وصل کردی بهش آقای sci؟
خب فعلا از خودتون پذیرایی کنید با این یک لیوان چای!:D
راستی اهل چای نبودید؟؟؟؟ یعنی الانیا
؟
نه گفتم کافئین نمی خورم
- خب برای پذیرایی چی دوست دارید؟ بابا شما که هیچی نمی خورید!(اینم یه سواله لطفا جواب بدید...)
چای سبز لطفا
- شما با توجه به سنتون خیلی موفقید. این شرکتها رو خودتون تاسیس کردید یا پشتوانه مالی داشتید؟ اصولا رمز موفقیتتون چی بود؟
شما محبت دارید.. ما که پیر شدیم دیگه...بله خودم تاسیس کردم بعضی رو و در دو تا دیگه شریکم.. فکر کنم من با پشتکار و ایمان کار می کنم
- فرض کنید من(سرافراز) می خوام یه بیزنس راه بندازم پولدار شم...از کجا شروع کنم؟
چه بیزنسی...؟ از همین سوال شروع کنید
-چند تا برادر و خواهرید؟ رابطه تون باهاشون چطوره؟
یه خواهر دارم... دوستش دارم
- بچه بودید قلک داشتید؟ چه شکلی بود؟
یک بار . سفالی بود
- تا حالا چند بار شمال رفتید؟ کجای شمال رو دوست دارید؟
زیاد. متل قو زیاد می رم اما راه پیمایی تو جنگل رو دوست دارم
- اگر یک روز برفی یه نفر جلوی شما سر بخوره تالاپ بخوره زمین...(خوب تصور کنید با جرئیات! جزئیات خیلی مهمند ;) ...) چقدر خنده اتون می گیره؟ 1- لبخند 2- قهقهه 3- از شدت خنده اشک در چشم جمع می شه 4- همه گزینه ها به ترتیب اتفاق میفته 5- گزینه انحرافی
گزینه سه... البته تا حالا اتفاق نیوفتاده
- وقتی به یه مراجعی مشاوره می دید اون می ره کار خودشو می کنه دوباره میاد مطلب تکراری می نویسه یا همش بهتون پیغام می ده و غر غر می کنه چه حسی بهتون دست می ده؟
طبیعیه...دوباره براش توضیح می دم
- راستشو بگید...از اون دوستتون که مشاور شماست برای مشکلات بچه های این تالار یواشکی مشاوره میگیرید یا نه؟(خیلی داغ بود؟!)
نه... فکر کن!!!!؟؟!؟:-))
- غیر از رشته ای که خوندین دوست داشتید توی چه رشته ای درس بخونید؟
بهش فکر نکردم... شاید شیمی
- می شه اون ماشین خوشگلتونو یه روز نخواستید بدید بر و بچ همدردی بریم باهاش یه دوری بزنیم؟
سوئیچ رو میزه...قابل شما رو نداره
خب فعلا اینارو داشته باشید!







یا
؟
)



پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)