نامزد من كارش شيفتيه يعني يه مدت صبح ميره ويه مدت هم شب من كه اصلا از اين بابت راضي نيستم ولي كاريش هم نميشه كرد .اون تكنسين برقه كارشم خيلي دوست داره توي كارخونشون از بين چند نفر كه تكنسين هستند فقط همسر من از همه دستگاههاي كارخونشون سر در مياره(اون نابغست) اين چند وقت اخير هم كارخونشون در حال انجام پروژه ايه كه اون بايد همش اونجا باشه. امروز چهارمين روزي بود كه نديده بودمش ديشب بهم اس مس داد وگفت فردا هم نميتونم بيام پيشت خيلي ناراحت شدم ولي بهش هيچي نگفتم(خواستم مثلا غر نزنم ودركش كنم). امروز صبح ساعت 7:30 بهم اس مس زد دم درتونم از جام پريدم نفهميدم اصلا چجوري چشاي پف كردمو آرايش كنم خودم به قيافه خودم خندم گرفته بود.بدوبدو رفتم دم در همين كه سايه منو از پشت در ديد صورتشو چسبوند به شيشه ومنم از همون پشت شيشه بوسش كردم ودر و باز كردم وكلي خنديديم وبغلم كرد گفت اگه امروزم نميديدمت ميمردم
![]()







) اين چند وقت اخير هم كارخونشون در حال انجام پروژه ايه كه اون بايد همش اونجا باشه. امروز چهارمين روزي بود كه نديده بودمش ديشب بهم اس مس داد وگفت فردا هم نميتونم بيام پيشت خيلي ناراحت شدم ولي بهش هيچي نگفتم(خواستم مثلا غر نزنم ودركش كنم). امروز صبح ساعت 7:30 بهم اس مس زد دم درتونم از جام پريدم نفهميدم اصلا چجوري چشاي پف كردمو آرايش كنم خودم به قيافه خودم خندم گرفته بود.بدوبدو رفتم دم در همين كه سايه منو از پشت در ديد صورتشو چسبوند به شيشه ومنم از همون پشت شيشه بوسش كردم ودر و باز كردم وكلي خنديديم وبغلم كرد گفت اگه امروزم نميديدمت ميمردم
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)