هایده خدا بیامرز یک آهنگ خیلی زیبایی دارد که مصرعی از آن این است:
من دیگه بچه نمی شم،آی؛دیگه بازیچه نمی شم.
و در کتب آورده اند که:خردمند را به جرم زندیقی بگرفتند و گفتند:دهنت را ببند و *گفتنی ها* را نگو؛لال شد.
و باز گفتند:*شنیدنیها* را نشنو؛:گوشش را بگرفت و کر شد.
دوباره گفتند:نبین *ندیدنیها* را:چشمهایش را بست و کور نیز شد.
گفتند:نفهم آن چیزهایی را که نباید بفهمی . . . . اینجا سر بالا کرد و گفت:از من این یکی را نخوان که *خر* نمی شم!!!
من گذشت نمی کنم و فراموش هم نمی کنم و البته:
***همچنان 100 پست من حذف شده است،به ناحق؛ بجای جبران فحش هم شنیده ام و حالا می خواهند به زور گذشت نمایم و اگر این کار را نکنم،حتماً:عقده ای،لجباز و کله شق هم خواهم شد.***







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)