اون پستی که فرهنگ از مدیر همدردی نقل قول کرد (پست شماره 18 این تاپیک) جواب سوال شما رو می دهد.امير خودش به اين نتيجه رسيده كه وقته ازدواجشه و آمادگيه پذيرفتن مسئوليت رو تو خودش ميبينه. فقط يه كم وقت ميخواد
اگه من تركش كنم شايد اصلا ديگه وقتي نداشته باشيم كه بهم ثابت كنيم كه چه قدر از لحاظ روحي نزديك بوديم. وشايد خيلي راحت بتونيم همديگه رو فراموش كنيم. به نظرتون اين حرفم اشتباهه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مراحل شناخت بعد از اقدام رسمی آقا پسر و خواستگاری رسمیش شروع می شوند.
آن وقت هست که باید با بررسی روحیات همدیگر به خودتون ثابت کنید که مناسب هم هستید یا نه.
ولی این رابطه ای که شما دارید، یک رابطه همراه با احساسات هست. یا بهتر بگویم بر پایه ی احساسات.
وابستگی پیش آمده و همه اینها امکان شناخت صحیح رو از شما می گیرند.
قطع رابطه به این معنی نیست که شما با او دعوا کنی یا قهر کنی.
بلکه قطع رابطه یعنی اینکه شما با او تماس می گیری.
می گویی از این رابطه ی پنهانی راضی نیستی.
از نظرت این رابطه بی سرانجام است و هیچ تضمینی نیست که به ازدواج ختم بشود.
به او بگو که اگر واقعاً شما رو می خواهد به خواستگاری شما بیاید.
به احتمال زیاد او می گوید که به خواستگاریتان خواهد آمد، فقط باید صبر کنی و ...
ولی شما بگو ترجیح می دهی حالا که او شرایط ازدواج ندارد، درگیر این رابطه احساسی نشوی.
بگو هر وقت شرایط ازدواج داشت، به خواستگاریت بیاید.
حرف فرهنگ رو تکرار می کنم:
آدم تا زمانی که غیر رسمی چیزی رو در اختیار داره و در قبالش مسئولیت نداره برای رسمی کردنش که مسئولیت براش داره اقدام نمی کنه.
یعنی فرض بگیریم واقعاً هر دو عاشق هم باشید.
ولی در عین حال شما یک رابطه ی آزادانه ی خارج از ازدواج رو نمی خواهی. یعنی سیستم شما و خانواده ات غربی نیست، بلکه همان سیستم ایرانی هست. پس هدفت ازدواج است.
حالا این وسط تا موقعی که شما در دسترس آقا پسر باشی، فرصتی به او نمی دهی که دلش برای شما تنگ شود و تلاش بیشتر برای رسیدن به شما بکند. بلکه او خیالش راحت هست که شما هستی، راحت به کارهایش می رسد. 2-3 سال دیگر هم می بیند که چه شرایطی دارد و تازه آن وقت در رابطه با شما تصمیم می گیرد. حالا اگر خودش پشیمان شود یا پدر مادرش مخالفت کنند، شما بازنده هستی!
او برای چند وقت یک دوست دختر داشته، در کنارش به زندگیش هم رسیده، حالا هم بهترین موقعیت ازدواج رو دارد.
ولی شما کلی خواستگارت رو رد کردی، چند سال منتظر بودی و همه اش تحت فشار بودی که نکند او نیاید خواستگاری، جلوی پدر مادرت خجالت می کشی و چند سال از بهترین سالهای جوانیت رو از دست دادی.
به هر حال شما تصمیم گیرنده هستی.
بعد از قطع رابطه هم به احتمال زیاد بالاخره دلتنگی به شما فشار می آورد.
چند ماهی طول می کشد تا از این حال و هوا در بیایی.
این وسط اگر او واقعاً هدفش ازدواج با شما باشد و خانواده اش هم موافق بشوند، به خواستگاری شما خواهد آمد.
و اگر هم نیامد که می فهمی که چه خوب شد که زودتر همه چیز تمام شد و چند سال منتظرش نماندی تا بعداً تنهایت بگذارد...
موفق باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)