اقلیما جان
نمیدونم، همش فکر میکردم میتونه نره افطاری و بره جای دیگه و ...
چی بگم، واقعا بعضی چیزا رو که آدم میفهمه، میتونه خیلی خیال بافی به همراه داشته باشه
من سعی کردم از خودم دورش کنم
ولی همش دارم به این فکر میکنم که آرزوم بود به همسرم کامل اطمینان داشته باشم