به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 45

Threaded View

  1. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    RE: خودکشی خانمم و تردید من برای زندگی

    نقل قول نوشته اصلی توسط mta


    امروز جلسه دوم روانپزشک پزشک قانونی بود و باید من همراه خانمم میرفتم اونجا اول که خانمم رفت و 10 دقیقه بعد من رفتم تو اما نمیدونم خانم روانپزشک چرا با من این رفتار تند و بی ادبی رو داشتن البته یه مقداری بخاطر دروغهایی بود که اونجا از من گفته بود که من دست بزن دارم و جدیدا معتاد به شیشه شدم و توهم میزنم و دائم فحاشی میکنم و آبروی خانمم رو جلوی همه بردم و تو خیابون هم کتکش زدم جوری که شبانه بردنش به درمانگاه
    همینجوری وا رفتم به خانم دکتر گفتم اصلا به قیافه من میخوره اهل این حرفها باشم من که دلم نمیاد یه خار بره تو دست خانمم که صداش رو برد بالا و نصحیت با صدای بلند میکرد که ظاهر آدمها نمیتونه نشون بده که طرف معتاد هست یا نه بعدش دیدم بهتره چیزی نگم که این 2 جلسه مشاوره پزشک قانونی زودتر تموم بشه تا برای خانمم و خانوادش مشکلی پیش نیاد

    در آخر هم به من گفت شما خیلی اشتباه کردید
    یکی اینکه تحقیق نکردید ببنید چرا قبلا 2 بار خودکشی کرده حداقل دلیلش رو بدونید
    و دیگه اینکه چرا فکر میکنید دختری که قبلا ازدواج کرده و جدا شده میتونه گزینه مناسبی برای شما باشه

    من انقدر برای خودم و جامعه تحصیل کرده این مملکت متاسفم که روانپزشک پزشکی قانونی نمیتونه از ظاهر آدم ها تشخیص بده که من معتادم یا نه البته خودشم گفت که به ظاهرت نمیخوره که معتاد باشی ( با عرض پوزش از جامعه روانپزشکان مخصوصا پزشکی قانونی )
    خلاصه من هم قبول کردم تا زودتر از اون فضا خارج بشم و بریم
    اومدم بیرون ازش خواهش کردم بریم پیش یه روانپزشک خوب بهش گفتم که همه جوره کمکت میکنم پشتت هستم و تا آخر همراهت هستم اما خانمم گفت ازت بدم میاد نمیخوام باهات زندگی کنم ازت متنفرم ولم کن دیدم داره عصبانی میشه و صداش رو داره میبره بالا که تمومش کردم یه حرفهایی به من میزد که به سنگ بگن آب میشه چه برسه به آدم همه پل ها رو خراب کرده
    خانوادام خیلی اصرار داره که زودتر بریم با خانوادش صحبت کنیم و همه چیز رو تموم کنیم اما من از اونها 2 هفته وقت گرفتم که به من فرصت بدن تا من تلاش آخرم رو بکنم شاید که درست بشه

    در اصل آخرین نظر مشاوره حضوری من طلاق بود و تشخیص داد که ما نمیتونیم با هم زندگی کنیم
    اما باور کنید خانم من بیمار یه بیمار روحی و روانی که حالش هم خیلی بده اگر بد نبود که خودکشی نمیکرد من احساس میکنم که خیانت شوهر اولش هم بی دلیل نبوده و خودش تا حدودی مقصر بوده
    من واقعا به چشم یه بیمار به خانمم نگاه میکنم که باید درمان بشه
    حداقل برای ثوابش هم که شده می خوام دستش رو بگیرم کمکش کنم
    خانوادش که همه چیز رو تو پول میبینن و اصلا به فکر حل مشکل دخترشون نیست که چه عذابی میکشه

    خانمم خیلی حالش بده امروز دکتر روانپزشکش به من گفت تنهاش نزاریم و دائم زیر نظر بگیریمش نزاریم غصه بخوره و تو فکر فرو بره گفت کسی که 3 بار تا حالا خود کشی نافرجام داشته احتمال بیشتر هم هست
    گفت تا خودش رو نکشه ول نمیکنه
    فعلا داره قرص های آرام بخش مصرف میکنه
    با این توصیف ها از خانم من و با توجه به شرایطی که داره و پرونده پزشکی قانونی درجا دادگاه حکم طلاق رو صادر میکنه
    اما میترسم طلاقش بدم و یه بلای سر خودش بیاره و من عذاب وجدان بگیرم و تا آخر عمر از کرده خودم پشیمون باشم
    از طرفی فشار خانوادم و از طرفی فشار روحی که خانمم داره تحمل میکنه
    از یه طرف با این قضیه باید بسوزی و بسازی هم مخالفم یه عمر زندگی مشترکه نمیشه شوخی گرفت هم برای اون و هم برای من
    سپردمش به خدا
    از خدا می خواهم هرچی که به صلاح ماست همون بشه



    سلام،

    من قبلاً برای شما در تاپیک دیگر شما، پاسخی ارسال کرده بودم،
    در همان تاپیک شما پاسخ‌های بسیار کامل و جامعی از کارشناسان همدردی، به خصوص مدیر همدردی داشتید،

    اما با وجود همه این راهنمایی‌ ها، شما همچنان به پیمودن راهی‌ اصرار داشتید، که مسلما با آنچه کارشناسان گفته بودند مغایر بود...

    ببینید، در طول این مدت چند نفر برای شما در تاپیک‌های مختلف پاسخ‌هایی‌ را ارسال داشته اند!
    دوست من، نمی‌توان به کسی‌ که چشمانش را به تعمد بسته است، کمکی‌ کرد!

    با توجه به اینکه، ازدواج شما، از طریق خانواده انجام شده بود، و میشه گفت، سنتی بود و بدون احساسات تند و غیر منطقی‌، که معمولا در ازدواج‌های غیر سنتی خود را به وفور نشان میدهند، همیشه برام سوال بود،

    چطور پسری با موقعیت زندگی‌ شما، و البته با توجه به عرف جامعه ما، منطقاً به این نتیجه می‌رسد که با خانومی مطلقه ازدواج کند!؟

    امیدوارم برای دوستان همدردی سو برداشت نشود، اما منظورم به هیچ عنوان این نیست که خانوم‌های مطلقه بد هستند، یا حق زندگی‌ ندارند یا ...

    منظور من صرفاً عرف جامعه ما هست، که ازدواج یک پسر مجرد با خانومی با تجربه ازدواج قبلی‌ را نمیپسندد!

    ضمن اینکه، برای یک پسر مجرد، حداقل با توجه به روحیات دوستان خودم، میدانستم کنار آمدن با این مساله، یعنی‌ ازدواج با زنی‌ که قبل از شما در عقد مرد دیگری بوده است، بسیار مشکل هست...

    راستش، وقتی‌ همه اینها را گذاشتم کنار خصوصیات مثبتی که در تاپیک دیگر از همسرتان بر شمردید، من به شخصه به پاسخ سوالم رسیدم.

    شما در اینجا، خصوصیت مثبت همسرتان را به این صورت شرح دادید:

    - دختر مودب و با شخصیتی هستن در برخورد با اطرافیان
    نظر دیگران اینه که چه دختر خوبی گیرت اومده
    2 - چشم و دل سیره هیچ وقت از من چیزی نمی خواد همه این کار ها رو من خودم براش کردم از من توقعی نداره و میگه هیچ چیزی تو زندگی از من نمی خواد ( از نظر مالی )
    3- اهل بچه بازی و لوس بازی این چیزها نیست
    4- اهل خیانت و نگاه کردن به پسر ها و این جور چیز ها نیست
    5- خانواده دوست هستش خانواده خودش رو که خیلی دوست داره
    6 - دل نازکه
    8- اهل پیشرفته دوست نداره همیشه یه جا بمونه
    9- با اینکه از نظر مالی در سطح خیلی بالایی هستن هیچ وقت به رخ من نکشیده
    یه آپارتمان تو ونک داره یه 206 زیر پاشه یه مغازه داره که در آمدش از حقوق کارشناسی من بیشتره حالا هی برو درس بخون بشی مهندس این مملکت و حساب بانکیش که کسی از موجودیش خبر نداره
    10- رو پای خوش میتونه زندگی کنه نیازی به کسی نداره
    11 - و چیز های دیگه مثل خونه داریش که حرف نداره وتو آشپزی حرف اول رو میزنه
    من خیلی‌ متاسفم که ذهن من به این نتیجه رسید، که دلیل عمده شما از ازدواج با این خانوم مسائل مالی بوده است که البته باعث شده شما چشم خود را روی خیلی‌ از حقایق ببندید.
    که البته قاعدتا خود دختر خانوم نیز متوجه این موضوع شده اند.

    البته این برداشت من بر اساس صحبت‌های خود شما بوده، که میتواند درست نباشد، اما فکر می‌کنم، هر فردی حداقل در خلوت خودش باید با خودش رو راست باشد.

    توصیه خاصی‌ برای شما ندارم، به جز همان‌ها که کارشناسان ما بارها برای شما نوشته بودند،

    و البته اگر مشاوره حضوری نظر به طلاق داده است، همین الان این تصمیم را اجرائی کنید، که اگر واقعا می‌خواهید ثواب کنید، فکر می‌کنم ثواب در همین کار هست.

    چرا که با توجه به شرایطی که شرح دادید(تهمت‌هایی‌ که دختر خانوم متوجه شما ساخته، مقصر دانستن شما توسط خانواده ایشان و ...)، ممکن است، ادامه این رابطه که عمیقا مشکل دارد، برای شما بسیار گرانتر از آنچه باید تمام شود،

    بنابرین، شخصاً فکر می‌کنم، با توجه به شرایط حاضر، و به خصوص با توجه به نظر مشاور، اقدام به جدایی کنید.

    و البته، اگر روزی دوباره تصمیم به ازدواج گرفتید، این بار چشمانتان را خوب باز کنید، تا بیش از آنچه موقعیت مالی‌ یا اجتمایی‌ دختر خانوم یا خانواده اش را در نظر میگیرید، اخلاق او، و توانایی او برای یک زندگی‌ مشترک را در نظر بگیرید.

    موفق باشید،

    کامران

  2. 9 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (سه شنبه 26 مهر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.