سلام عزیزم مرسی از توجه ات! نمیدونم مثلا این جدایی آخر رو میگم. ما چند روز خیلی خوب رو باهم گذروندیم و هیچ مشکلی نداشتیم تا اینکه به شوخی بهش گفتم چرا تو دادن نفقه اینقدر خسیسی میکنی یه دفعه بهش بر خورد و قهر کرد منم فرداش بهش زنگ زدم اما گفت میخواد تنها باشه تو تماس بعدیم گفت دیگه نمیخواد همو ببینیم تا یه خونه بخره و ازدواج کنیم حالا کی میتونه خونه بخره که مسلما 1 سال حداقل طول میکشه! من تو این 6 ماه خیلی بهش محبت کردم و احترام گذاشتم اما جز تحقیر چه به شوخی یا جدی ازش ندیدم! اون همش میگه از خانوادم متنفره چون 2 سال اومد خواستگاری و به دلیل نداشتن شغل بهش بله نگفتن اما خانوادم به خاطر من خیلی باهاش خوب رفتار میکنن! من با این مرد باید چه کنم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)