سلام
پدر همیشه دلسوز بچه است ، همیشه همه این رو می دونند اما خوب باید حق داد هر چی سن پدرهامون بالاتر میره ، نوع برخورد و ارتباطشون با ما عوض میشه . پدر من دیگه اون رفتاری که 5 سال پیش رو داشت قطعا دیگه با من نداره یعنی نمیتونه داشته باشه ؛ نه پدر من ؛ نه پدر دختر مهربون و نه سایرین ( درصد ها برای این برخوردها متفاوته ! )
دختر داری تو این شرایط باید قبول کنیم یه خورده سخته ؛ و دیگه پدرها مشکلاتشون نسبت به دختر خانم هاشون بیشتر شده .
این بین ، دلسوزی ها هم بیشتر شده ، یه پدر هیچ وقت نمیخواد ناراحتی فرزندشو ببینه مخصوصا دخترشو . بیایم این نوع برخورد رو بذاریم به این حساب که پدر دختر مهربون با این همه مشکلات ؛ یه دختر خوب و خانم ( البته مهربون ) تحویل این اجتماع داده ؛ حالا باید نگران باشه .....
قبول دارم که این نگرانی یه کم بیش از حد شده ، خوب حتما درجه خوبی دختر مهربونم زیاده که پدرش حتی روی بند - بند حرف هاش حساسه .....
قبلا به دختر مهربون گفتنم ؛ به کم عجوله !
خوب عزیز من ، یه کم حوصله کن ... چرا اینقدر عجله ؟؟؟؟
از موسیقی لذت می بری ؟ خوب اشکالی نداره ، یا از فلان غذا بدت میاد ! یا هر چیز دیگه .... اصلا موردی نداره .. نیازی نیست به این سرعت واکنش نشون بدی ....
صبر کن ، صبر ....
اصلا یه پیشنهاد بذار خواستگار محترم ؛ تا آخر آخر حرفاشو بزنه ؛ شما فقط اول شنونده باش .
بعد بالاخره نوبت شما هم می رسه ..... تا آقای خواستگار حرفاش تموم بشه که انگشتر تو دست شما که نمی کنند ....
پس صبر رو تمرین کن .
من بازم اگر حرفی داشتید در خدمتم .









علاقه مندی ها (Bookmarks)