من به عنوان یه زن مشکل خانم شما رو داشتم . بنده هم به شدت به نامزدم وابسته بودم و تازه از این وابستگی خیلی هم لذت می بردم ! حس خیلی خوبی بود اینکه یکی همیشه هواتو داشته باشه اما نامزد بنده هم مثل شما بعد از مدتی عکس المعل نشون داد و من حس کردم زندگیم در خطره و ایشون چقدر از اینهمه وابستگی بیزاره ! اینه که یاد گرفتم مستقل باشم و به ایشون نشون بدم که بدون اون هم می تونم !
این مشکلی نیست که حل شدنی نباشه ! بنظرم شما خودتون شاید با حمایت زیاد همسرتون رو به اینکار تشویق کردین! چرا از اول ازدواج این مشکل رو بهش نگفتین ؟
بزرگترین مشکل من هم با نامزدم درون گرا بودن بیش از حد ایشونه ! ایشون هم نمیاد مشکلشو به من بگه و می ریزه توی خودش ! من هم وقتی ندونم مشکل ایشون چیه با من و اخلاقم چطور می تونم خودمو عوض کنم ؟
به همسرتون بگین که اگه زندگیتونو دوست داره باید تغییر کنه ! سعی کنین احساسات اونو ازدریچه چشم یک زن ببینین و درکش کنین و تو این راه باهاش همراه باشین ! اون با تنها راهی که بلده فکر می کنه می تونه شما رو نگه داره !








علاقه مندی ها (Bookmarks)